بررسی زمستانهای قدیم تهران و مروری بر خاطرات برفی 3

“قسمت چهارم”

در این قست مروری داریم به وقایع ثبت شده در قرن 13 (قرن گذشته) تهران ،مطالب علمی ،اصطلاحات برفی قدیم،افسانه ها ی کهن و در پایان خاطره برفی یکی از روزهای بیاد ماندنی در تاریخ برفهای تهران
——————————————————–
——————————
——————
———–

در اغاز طبق روال معمول به یکی از موسیقیهای خاطره انگیز دهه 60 گوش میکنیم که برای قدیمی ترها یاد اور روزهای برفی و زیبایی هست که این اهنگ از رادیو و تلویزیون پخش میشد

http://s6.picofile.com/file/8237671826/kitaro_SILK_ROAD.MP3.html

132e972755c148e72293fde72c8c8a56

“تاریخچه”

یکی از طولانی ترین دوران پادشاهی در قرن گذشته متعلق به ناصرالدین شاه است که چیزی حدود 50 سال بطول انجامید و در این نیم قرن (1227 تا 1275) مطالب و وقایع متنوعی از زمان زمامداری وی مکتوب شده که یکی از مکتوبات زمان وی در مورد شکار در زمستانها توسط وی و همراهانش است که از روی تاریخ ها ی ثبت شده که معمولا در ان دوران به هجری قمری بوده میتوان اماری هر چند ناقص و اجمالی از زمستانهای قرن گذشته تهران نیز بدست اورد

وی عادت داشت زمانی که برف میبارید و تهران سفید پوش میشد برای شکار اقدام میکرد و معمولا هر چه گیرش می امد شکار میکرد از اهو و پلنگ گرفته تا قمری وکبک و قوش..اعتمادالسلطنه از روزهای شکار وی مینویسدو توضیح میدهد
بعضی از روزها که برف زیادی میبارید نیز نمیتوانستند به شکار بروند مثلا 18 ربیع الاول 1300 قمری(7بهمن 1261) برف بحدی بوده که در چلوکبابی غذای خود را سفارش داده ..

قاجار

قابل توجه دوستان و مردمی که عادت کردند در هر محفلی از گذشته صحبتی به میان اید راه غلو و بزرگنمایی را پیش بگیرند. مثلا شنیده ایم که قدیم همه چیز عظیم تر بوده و زمستان هم همینطور بعضی ها میگویند در تهران قدیم دو تا سه متر برف میامده و چنین و چنان
باید بگم چنین چیزی صحت نداشته و طبق اسناد مکتوب دوره قاجار و حتی سفرنامه اروپاییان چنین چیزی ثبت نشده و سنگین ترین برفی که اعتماد السلطنه در قرن پیش به ان اشاره داشته مربوط میشه به تاریخ(8 جمادی الثانی 1304) یعنی جمعه 13 اسفند 1265
که در قزوین چیزی حدود یک ذرع (بیش از یک متر) برف به زمین نشسته که ان هم حاصل بارش چندین برف متوالی (برف روی برف) و اب نشدن بعلت سرمای شدید بوده.و یا پس از سالها بار دیگر در تاریخ 27 ربیع الثانی 1306 (دوشنبه 11 دی 1267) که ارتفاع برف در سلطنت اباد (پاسداران فعلی) نیم ذرع (بیش از نیم متر) بوده که ان هم حاصل چند بارش متوالی بوده که ان هم ماحصل ناهنجاریهای دوره ای در ایران بشمار میره در موردی دیگر از برفهای سنگینی که در یکبار بارش اتفاق افتاده میتوان به برف تاریخ 22 ربیع الاول 1300 (چهارشنبه 11 بهمن 1261 )اشاره کرد که حدود یک چارک (حدود سی سانتیمتر) باریده بود و با دیدم برف 13 ربیع الثانی همان سال (2 اسفند 1261) گفتند زمستان امسال معرکه است که حدودا بین 20 تا 30 سانتی متر برف به زمین نشسته بوده.و یا سال 1306 قمری (1267) شمسی سالی پر برف بوده که بیش از 7 بار برف به زمین نشسته که مقایسه ان با یک قرن بعد یعنی 1367 شمسی نشاندهنده دوره های زمستانی میباشد که در پست قبل هم اشاره کردیم..دکتر فووریه پزشک ناصرالدین شاه میگوید امروز اخرین روز سال 1891 میلادی است(10 دی 1270) دیشب برف باریده میزان الحراره اتاق 8 درجه و بیرون -6 درجه میباشد که نشان میدهد در گذشته هم اقلیم دشت تهران به گونه ای نبوده که در داستانها روایت میشه و بارشهای تهران در همین حد بوده یعنی زمستانهایی معتدل با حداقل یک یا دو بار بارش برف و چندین بارش اسلیت و باران که در بعضی سالها بیشتر میشده و دما نیز کمتر گزارش میشده شاید تنها تفاوتی که زمستانهای تهران را با قدیم متمایز میکند همانطور که قبلا اشاره کردیم سرعت نشست برف درسطح شهر(افزایش پوسته اسفالت . کاهش سطح خاک و تردد زیاد وسایل نقلیه موتوری و ترافیک) و همچنین سزعت اب شدن برف در سطح زمین باشد که البته نباید از افزایش میانگین حداقل دما (دمای کمینه شبها) در این شهر مخصوصا در تابستانها غافل شد که امیدواریم با برقی کردن موتورها و ماشینها افزایش فضای سبز ،استفاده از اسفالتها و ایزوگامهای روشن و رنگی و تبدیل سوخت گرمایشی از گاز متان به برق هم جلوی الودگی زیست محیطی گرفته بشه و هم تا حدی دمای کمینه به حالت سابق بازگرده..

“بارشهای ناهنجار تهران”
غیر معمول ترین برفی که اعتمادالسلطنه گزارش کرده مربوط به 17 ربیع الثانی 1313 میباشد که در روز 15 مهر ماه از توچال تا پیاز چال و پهنه دشت تهران سفید پوش شده بوده و موجب تعجب مردم شهر گردیده که در این هنگام از سال برف به این شدت ببارد

و اما عجیب ترین برفی که در تاریخ تهران و شاید بشه گفت در تاریخ بعد از دوران یخبندان رکورد بحساب میاد برفی بوده که در دوران قاجار و هفتاد روز پس از نوروز (8 خرداد) در تهران باریده ..راستش وقتی پدر من از این واقعه که حتی برای اون ضرب المثل هم ساختند تعریف میکرد من تا مدتها باورم نمیشد و پیش خودم میگفتم حتما 70 روز پس از چله بوده که البته برای 10 اسفند هم چنین برفی عظیم و عجیبه ..مرحوم جعفر شهری در کتاب طهران قدیم مینویسد (بعد از هفتاد برف بزرگی افتاد به حق این میر به قد این تیر)
که منظور از تیر تیرچوبی جلوی پیر عطا (زیارتگاهی در محله عودلا‌جان) بوده است.

داکوتا1966عکس تزئینی است

و در اخر بیشترین برفی که در تهران امده مربوط به همان بوران معروف 1350 میباشد که منجر به کشته شدن بیش از 4000 نفر از مردم کشورمان شد و اینطور که پدر و مادرهامون گفتند ارتفاع برف در تهران پس از چند روز بارش مرکز شهر بین 70 تا 80 سانتیمتر و در شمیران بیش از یک متر رسیده بوده و تا هفته ها بر زمین باقی مانده بوده .در مورد ان سال خاص در پستهای بعدی بیشتر صحبت خواهیم کرد و چنانچه کسی به روزنامه های ان تاریخ دسترسی داره از کمکش مارو دریغ نکنه
تلفات برف در تهران قدیم”

—————————————————————————————————-
بگفتند کاین برف و باد دمان
زما بود کامد شما را زیان
فردوسی

در گذشته بعلت عادت بیشتر مردم به سرما و پوشش مناسب در زمستانها بیشترتلفات در راههای صعب العبور و گرفتار شدن در میان کولاک در گردنه ها و احیانا افتادن در دام حیوانات گرسنه مثل گرگها بوقوع میپیوسته و بندرت اتفاق میفتاده که اهالی روستاهایی حتی روستاهای بسیار سردسیر مثل سال 1350 بر اثر بارش بیش از حد برف در ان مدفون شوند و تلفاتی در این حد بجای بگذارد.

اصطلاحات زمستانی
قندیل”

قندیل
حتما خیلی از ما کلمه قندیل به گوشمون خورده یا در عکسهای زمستانی مناطق سرد زیاد تصویری از قندیلهای بزرگ را مشاهده کردیم اما جالبه بدونید خوردن قندیل در زمستانها یکی از تفریحات ما در دهه های گذشته بود یادمه بچه ها بعد از بارش برف زمانی که خورشید باعث اب شدن برفها میشد و قندیل شکل میگرفت اونو از پایه قرنیزها و هر جای شیب داری که تشکیل میشد میکندند و شروع به مکیدن و خوردن اون میکردند و یکی از تفریحات جالب اون زمان بود شاید خیلی از بازیهای کامپیوتری و ایکس باکسهای فعلی برای بچه های اون موقع بیشتر لذت داشت و اما قندیل چگونه شکل میگرفت؟؟

قندیلک

برای آنکه قندیل یخ بتواند درست شود، در آن واحد دو دما لازم است. بالاتر از صفر برای آب شدن و پایین‌تر از صفر برای یخ بستن. برف روی شیروانی آب می‌شود، زیرا پرتو خورشید برف را بیشتر از صفر درجه گرم می‌کند و قطرات آبی که به پایین جاری می‌شوند، در لبه شیروانی یخ می‌بندند، زیرا در لبه شیروانی دما پایین‌تر از صفر است.
بدین ترتیب برف اب شده قطره قطره به پایین میرود و در دمای پایین بجای فرود به زمین دوباره یخ میزند و تدریجا این برامدگی یخی درازتر و درازتر میگردد .هرچه مقدار تابش خورشید طولانی تر باشد قندیل درازتر میشود

افسانه های کهن”

—————————————————————————————————-
چله کوچیکه

چهله کوچک
بیش از 6000 سال پیش ماهها بجای سی روز 40 روز بوده و گاهشماری (تقویم) طوری تنظیم شده بود که هر ماه متشکل از 40 شبانه روز بوده که ابتدای زمستان اول ماه جدید سرما لقب داشته..واژه چهله یا چله هم از این قضیه نشات میگیره …واما ادامه داستان

در پست قبل گفتیم چله کبیر(چله بزرگه) چگونه بر زمستان سرزمینها حکمرانی میکنه و در رجز خوانی برای برادر کوچک خود طولانی تر بودن دوره حکمرانی خود و کم فروغ کردن خورشید و منجمد بودن تمامی ابهای روان و سفید پوش بودن تمامی سرزمینهای تحت حکمرانی خود را از برف و یخ مدعی میشود و از قدرت طولانی مدت و اجازه ندادن به نفوذ کوچکترین روزنه هایی از گرمای مهر(خورشید) به زمینها و موجودات زنده بخود میبالد اما چهله صغیر یا چله کوچیکه پس از اتمام عمر برادر خود بر تخت مینشیند و حکومت زمستانی را در دست میگیرد و در جنگ چهار چهار برای برادر بزرگتر خود چنین عرض اندام میکند:

تو با وجود اینکه عمری دراز تر از من داشتی نتوانستی جان افراد زیادی را بگیری و موجودات زنده به نوعی از سرمای تو جان سالم بدر بردند ولی من با اینکه عمرم از تو کوتاه ترست و نیمی از دوران تو حکومت میکنم و با وجود اینکه زمین و افتاب بر علیه من هستند (منظور نفس زدن زمین در 45 روز پس از زمستان و بلندی روزها و زاویه تابش خورشید به زمین) ولی انقدر قدرتم زیاد است که بچه را درون گهواره و زنان را در کنار تنور از سرما خشک میکنم ،هیچ حیوانی نمیتواند در دوران من غذا بدست اورد و هیچ گیاهی را از خشک شدن در سرمای من امانی نیست ..چله کوچیک بهر طریق برمیاید تا تلافی سرما و کم بودن تلفات در چله بزرگه را در اورد تا اینکه ننه سرما به او میگوید پسرم عمر تو کوتاه است و با وجود قدرت و شدت سرمایی که داری پشتت به بهار است و مانند برادرت عمر نخواهی کرد…
ادامه داستان در پست بعدی

چله کوچک

“خاطره برفی”
امروز میخوام به یکی از برفهای استثنایی قرن 14 هجری شمسی در تهران بپردازم و خاطره اون روز تاریخی از نظر بارش برف در تهران رو که از ابتدا تا انتها بدقت زیر نظر داشتم براتون تعریف کنم
این خاطره زیاد دور نیست و مربوط میشه به دی ماه سال 1371 سالی که زیاد هم سرد نبود البته نسبت به سالهای سرد وگرنه نسبت به امسال خیلی سرد محسوب میشد و پر بارش که البته در پستهای بعدی و در قسمت جزییات اماری سال به سال زمستانهای تهران بطور مفصل به ان میپردازیم
اون سال هوا روی نرم میانگین میرفت جلو و تا روز 17 دی ماه بارش سنگینی بخصوص برف رخ نداده بود انگار هوا داشت واسه خودش انرژی ذخیره میکرد واسه یه بارش اساسی و اسمی. یادمه از روز 13 یا 14 دی هوا یه نمه سرد شد و این سرما موندگار شده بود از اون سرماها که غروبا میرفتیم پشت بام و به افق نگاه میکردیم بلکه بقولی هوا تیره بشه یا صبحها به افتاب نگاه میکردیم بلکه بسوزه(اصطاحات تجربی که بعدا به انها خواهیم پرداخت) و ما یه جشن برف حسابی بعدش راه بندازیم چون میدونستیم زمانی که هوا سرد باشه خب بالطبع بارش بصورت برفه اون هم توی اواسط دی ماه .خلاصه روزها گذشت و چیزی دیده نمیشد من هم عصبانی از اینکه چرا الان که هوا سرده پس چرا سیستمی از روی ایران رد نمیشه؟ اون روزا هم که میدونید نه نقشه ای بود نه سایتی نه پیش بینی بلند مدت و حتی کوتاه مدتی ..حتی گزارشات هواشناسی هم مثل الان وجود نداشت و اخبار هواشناسی را جناب سلطانی یا حیاتی و افشار اخر اخبار ساعت 9 شب کانال یک و 10:30 شب کانال دو میخوندند ما هم مجبور بودیم همه اخبارای رادیو تلویزیونو گوش کنیم تا اخرش یه دقیقه اخبار هواشناسی از دستمون در نره که اخرشم وقتی میگفت صاف تا قسمتی ابری یه جورایی دپرس میشدیم تا فردا شب دوباره اخبار شروع بشه خلاصه روز 15 دی بود که اگر درست یادم باشه اخبار ساعت 9 از دستم در رفت و مجبور شدم ساعت 10:30 شب شبکه دو را گوش کنم که جناب سلطانی یا خانم شاقول اخرش گفت سازمان هواشناسی پیش بینی کرد از فردا یک توده هوا ی کم فشار از سمت مدیترانه وارد کشور میشه که برای اغلب استانها ناپایداری را بهمراه داشته  و از فردا هوای همه استانهای نیمه شمالی (با ذکر نام) کمی ابری بتدریج نیمه ابری و از اواخر وقت همراه با بارش برف و باران .اینو که گفت یعنی انگار دنیارو بهت داده بودند ..فکرشو بکنید سیستم به اون پر قدرتی داشت میومد با یه برف افسانه ای همراهش اونوقت فقط گزارش هواشناسی اخر اخبار همین بود

مجریان-دهه-60-no4624
از فرداش دیگه رصد لحظه به لحظه من شروع شدو سرم به اسمون بود هوای سرد و ابرهای سیروس سوزنی شکل تکه تکه اروم اروم پهنه اسمونو پر میکردند و طبق تجربه این یعنی نوید یک سیستم فعال .تا ظهر همین منوال ادامه داشت و ابرها کم کم بیشتر میشد و بعد از ظهر ابرهای سیروس تیکه ای تبدیل به سیرواستراتوس و بعدش هم یکدست تر شد اون روز دما از 4 بالاتر نیومد و شب هم پیش بینی منفی 2 بود رسیدیم به غروب و اون لحظه حساس در پیش بینیها طبق تجربه ای که داشتم و هنوز هم کاربرد داره اگر از زاویه 60 تا 30 درجه هریزنتال غربی تا امتداد افق غرب ابرهای (سیرواستراتوس) بصورت پیوسته  افق را پوشانده باشه و خللی در اون نباشه (نور خورشید از لابلاش معلوم نباشه)یا حفره ای نداشته باشه قطعا بارش سنگینی در راهه… سالهاست که این اتفاق در تهران نیفتاده ولی اون روز افتاد و من هم از هر خیابونی که شرقی غربی بود افقو رصد میکردم اون موقع بلند مرتبه سازی هم نبود و از پشت بام 2 طبقه خونه ما افق بخوبی معلوم بود ..بعد از غروب خورشید
یادمه ماه بصورت چراغی تار در پشت ابرها پنهان بود که این هم یکی دیگه از نشانه های بارش خوب میتونه باشه که هرچه به اواخر وقت نزدیکتر میشدیم بر ضخامت ابرها و تیرگی ماه اضافه میشد …
یعنی صبح ما برفو میدیدیم؟ پیش بینیش راحت بود با اون اتمسفر سنگین و سکوت سرد مشخص بود که 95 درصد برف در راهه
شبو بیدار بودم شب تولد حضرت علی(ع) بود و فرداش پنجشنبه و تعطیل و قرار بود مهمونم بیاد برامون خلاصه نزدیک صبح خوابیدم و صبح تا ساعت 9 خبری از برف نبود دیگه مهمونا اومدن و من لحظه شماری برای بارش برف .خواهر خدابیامرزم که دو سال پیش به رحمت خدا رفت با بچه هاش اون روز اومدند و قرار بود داییم هم بیاد ساعت 11 صبح از خونه زدم بیرون و رفتم مغازه پدرم و خیره به خیابون و اسمون .هوا کاملا ابری و تاریک بود و اون باد نمه نمهه که قبل از برفهای خوب سال قبلش تجربه شده بود وزیدن گرفت و دقیقا10 دقیقه بعد راس ساعت 11:30 جنوب غرب تهران منطقه 10 بارش برف شروع شد با دونه های ریز ،برفی سرد ،بارشی قائم و تدریجی و همه اینا نشون میداد که بقول قدیمیا و پدرم هوا پشت داره!
بعدها فهمیدم پشت یعنی همون عقبه ودامنه ی وسیع سیستم و همراهی اون با ترافها و کنورژانسهای عمیق و شرایط ایده ال ترازهای میانی جو!!
خلاصه برف شروع شد و لحظه ای در بارش اون خلل بوجود نیومد تا عصر که ارام ارام بعد از 2 ساعت بارش زمین سفید شد و دما به منفی 1 رسید غروب قرار شد با خواهرم بریم مهمونی خونه اقوام دامادمون و تا شب اونجا باشیم ..کم کم برف داشت درشت تر میشد و بعد از 6 ساعت بارش بدون هیچ تغییری در شدت اون فقط دونه های برف کمی درشت تر شده بود و سردتر وقتی به حیاط خونه میزبان رسیدیم یه حیاط بزرگ با حوضی ژله ای (اصطلاح برف وقتی توی اب سرد حوض یا استخر میشینه) روبرومون بود و کلی برف برای بازی و ادم برفی ساختن
ولی میزبان خانمی سالخورده بود و به احترام اون من و بچه های خواهرم نرفتیم حیاط ولی من دائم از پشت پنجره به بارش برف کنار چراغ قدیمی توی باغچه نگاه میکردم بعد از 2 ساعت بلند شدیم و جاتون خالی حیاط رو نابود کردیم حالا دیگه خیابون اریانا (مالک اشتر فعلی) یه ماشین هم رد نمیشد یه روز تعطیل بود و تردد کم .خیابون شرقی غربی بود و کلا روزهای شلوغ هم کم تردد بود باورتون نمیشه ساعت 8:30 شب کف خیابون جایی که ماشینها حرکت میکنند 10 سانت برف بود و گاهی جای خط لاستیک ماشینی که با سرعت یه ادم حرکت میکرد میفتاد و دوباره با برف شدید اثرش از زمین محو میشد .. خواهر خدابیامرزم میگفت قدیما دهه 50 از این برفا زیاد میومد و این برف شبیه اوناست و منو یاد اون موقعها میندازه که مدرسه میرفتیم  ..کنار نور چراغهای خیابون دیگه برف کاملا درشت شده بود و اروم و قائم به زمین میبارید ..چه سکوتی >>
تا رسیدن به خونه با بچه های خواهرم حسابی برف بازی کردیم و کفشامون هم پر اب شده بود .توی کوچه فقط رد پای ما بچشم میخورد  انگار همه رفته بودند خونه هاشون …مغازه ها اکثرا تعطیل بودند و کل کوچه ما 5 نفر ماشین شخصی داشتند که اونها هم ماشینهاشونو غروب وقتی دیده بودند برف داره سنگین میشه از کوچه برده بودند پارکینگ … حتم دارم نسل سومیها و متولدین 70 به بعد نمیدونند شبهایی که برف میومد همه ماشینهاشون از کوچه میبردن پارکینگ چون اگه نمیبردند باید گاهی تا هفته ها پشت یا زیر برفهایی که میریختند توی کوچه ها یخ میزدند.چقدر ذت بخش میشد اون شبها .کوچه ها خالی از ماشین و فقط برف و برف و ردپای ادمیزاد و گاهی موتر و دوچرخه …اون شب اخبار ساعت 9 شب گفت هوای تهران نیمه ابری تا تمام ابری همراه با بارش برف!!و البته چند تا استان دیگه که همه رو به همین شکل اعلام کرد. همین.”!! این گزارش هوا بود برای ما که دیوونه این بودیم که بیشتر بدونیم
خلاصه تا ساعت 2 مهمون داشتیم واون شب داییم ساعت 2 بخاطر موقعیت شغلیش از خونمون رفت و هر چی گفتیم الان ماشین نیست قبول نکرد و من هم پشت سرش رفتم توی کوچه و ارتفاع برف توی کوچه و حیاط حالا دیگه به 25 سانتی متر رسیده بود.تا ساعت 3 بیدار بودم و بخاطر بیخوابی شب قبلش خوابم برد ولی صبح دامادمون که انگار یادش رفته بود که دیشب برف میباریده با هیجان و بهت همه رو از خواب بیدار کرد و گفت این دیگه چه برفیه اومده ؟؟!!

1560760_10201728893246502_1821473029_n
اولین جایی که از اتاق دیده میشد لبه دیوارا بود که حقیقتا 35 سانتی متر برف روش نشسته بود و برف یه جورایی خم شده بود از ارتفاع زیادش فکر کنم برف ساعت 5 صبح قطع شده بود و 18 ساعت مداوم برف باریده بود صبح اون روز من و پدرم و برادرم و دامادمون پشت بام و پارو کردیم و ریختیم توی حیاط ولی حیاط پر برف شده بود و مجبور شدیم برف حیاطو بریزیم توی پس کوچه ..اون روز همه برفهاشونو ریختن توی کوچه و پس از 3 سال دوباره دیوارهای 2 متری برف توی کوچه بوجود اومد دامادمون اون روز به سمت شرق تهران خیابان پیروزی حرکت کرد و بعدش تلفنی میگفت ساعت 9 صبح روزجمعه 18 دی ماه 1371هیچ جنبنده ای نه موتوری و نه ماشینی و نه اتوبوسی بغیر از یه پیکان مسافربر که من توی اون بودم و توی مسیری که من رد شدم حرکت نمیکرد و یکی از روزهای اعجاب اور در تاریخ تهران مدرن بشمار میرفت
چقدر ارزو داشتیم بفهمیم چه اتفاقی در الگوهای هواشناسی بوقوع پیوست که در شهر تهران چنین بارش برفی رخ داد و چه سیستمی و یا سیستمهایی و به چه شکل وارد عمل شدند؟ که یادمه تمامی شهرهای نیمه شمالی و حتی مرکزی ایران از این سیستم اون روز بارش خوبی دشت کردند و چیزی به نام حفره در هیچ استانی نداشتیم کاش میتونستم از اون روزا عکس بگیرم
اون برف تا 20 روز بر زمین یخ بست و باقی موند و بعضی معابرو کوچه هارو بعلت سختی عبور و مرور شهرداری با کامیون برفهاشو تخلیه کرد
2 روز تمامی مدارس تهران و استانهای نیمه شمالی کشور تعطیل بود و ما برفهای حیاط مدرسه راهنماییمون توی خیابان هاشمی رو که به قطر 15 سانتیمتر یخ زده بود با دستور ناظم و کمک بچه های مدرسه ریختیم توی خیابون ..

همون سال یه برف دقیقا مثل همون برف دقیقا 2 ماه بعدش یعنی 17 اسفند بارید که اون هم همینقدر نشست که خیلی جالب بود خاطره اون برفو هم بعدا تعریف میکنم…
در پست بعد علاوه بر ادامه مطالب همیشگی به مرور اجمالی و اماری برفهای دهه 30 در تهران نیز خواهیم پرداخت

در انتها  این کلیپ برفی خاطره انگیز و  زیبا با دکلمه محمد صالح علا رو از دست ندید

http://s7.picofile.com/file/8238148876/%D8%AF%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87_%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C.mp4.html

 

کوچه برفی

گفتگو کنید

62 نظر

  1. ولی ما فرودگاه امام زندگی میکنیم پدر بزرگم میگفت زمستونا حدود 10 تا برف از اول تا اخر میومد و یخ بندون از تقریبا وسطای قوس که شروع میشد تا شب عید یخ وا نمیرفت.این حرفش درسته چون من بچه بودم یادمه میگفتیم که برف اول تا سوم خوب نیست چون سینه دردی میاره و از برف چهارم به بعد برف شیره میخوردیم

    1. در مورد شهر تهران چنین چیزی تا بحال اتفاق نیفتاده که از اذر تا شب عید یخ دائمی داشته باشیم شاید عصر یخبندان کوچک چنین بوده…در مورد برف برخی سالها تا 15 برف هم داشتیم که البته 2 یا 3 تا از اونها سنگین بوده و بقیه رگبار برف بوده ولی اون هم هر 7 تا 15 سال یکبار اتفاق میفتاده نه اینکه شهر تهران هر سال زمستان 10 برف سنگین داشته باشه قضیه خوردن برف سوم متعلق به زمانیست که هنوز هوا اینقدر الوده نبود .معمولا انسانها سالهای عجیب را بهتر بخاطر میارند

  2. والا اون زمان همونطور که خودت گفتی هیچ امکاناتی برای هواشناسی نداشتیم پیشبینی هاشون درست از آب درمیومد.ولی الآن چی به نظر من همه چی دست خداست. یادمه 3-4 سال پیش تو آذر هواشناسی اعلام کرده بود که تهران بارشی نداره و اینجور چیزا. ولی صبحش یه برف مشتی گرفت و ما حالشو بردیم. ولی بازم یاد اون قدیما بخیر

    1. بله قدیم سیستمها هم فرق داشتند ..اخیرا بخاطر دگرگونی اتمسفر و تغییرات اب و هوایی پیش بینیها برای خاور میانه و مناطق کم بارش بسیار سخت تر شده ولی برای بارشهای بسیار سنگین هنوز تجربه کارامده

  3. سلام رسول عزیزم وقتی تعریف می کنی احساس می کنم همزاد منی .فوق العاده بود پستت و بسیار قشنگ.اون اصطلاهات که با عوض شدن شرایط اقلیمی به فراموشی رفتند و امروز کسی جز ما ها که درکشون کردیم بهشون فکر نمیکنه.چه عکسهایی واقعا دست طلا…خب منم دو تا جمله بگم اون سال شیرازم سال پر برفی بود ینی اینکه چند بار برف اومد و یکیشون سنگین بود عکسشم تو آلبوم بزرگمون هستش.خودم توی حیاط بوده ام و چتر دستم بوده برف روی پرتغال و نارنج های درختان حیاط نشسته بوده.واین از زیباییهای بارش برف بود که در هر شهری نمیشد نمونشو دید قول داده ام عکسارو بفرستم و بزودی اینکارو خواهم کرد. یه سالم 22 بهمن بود و نمی دونم برای چه کاری بیرون رفته بودم پسر عمومو دیدم که لیسانسشو گرفته بود و سرباز بود با دوستاش می خواستن ببرنشون راه پیمایی اون روز یهو آسمون با سرعت ابری شد و برف درشت و تندی باریدن گرفت تا ظهر بعدم به سرعت آسمون صاف شد و آبی..دوستان پسر عموم که سرباز بودن و از شهرای دیگه با تعجب مناظرو مشاهده می کردنداز من پرسیدند هوای شیراز کوهستانیه… بله دوست عزیز مادرم میگه بعضی وقتا که تو حیاط دست میشستیم قبل اینکه بیایم تو خونه رو دستامون لایه ظریفی از یخ مینشست !!خوب فعلا برم بیشتر چیزایی که رسول جان گفته اند حرفای پنهون توی سینه من بودن که به قشنگترین شکل بازگو شدند.مرسی ازت رسول عزیز.. خیلی حرفات به دلمون نشست…

    1. نظر لطفته رهام جان ممنون از اینکه خاطرات برفی و زیبای شیراز را هم اینجا مینویسی..اون سال 1376 بود البته گفتنیها زیاده امیدوارم بتونم همشو اینجا بنویسم.

  4. عالی بودآقا رسول ، یاد قدیم افتادم
    من سال 71 ، 10 سالم بود ، این برفو یادمه ، خونمون تهرانپارس بود( فلکه 4 ) مهمونم داشتیم ، یادمه تا 3 نصفه شب بیدار بودیم، خوابمون نمیبرد از خوشحالی ، یادش بخیر

  5. رعد بزرگ مونده شما پسر مسرا اصلا بچه بودید یا هواشناس و چشم به راه برف خخخ

    رعدکی بازیگوش که الحق و الانصاف شاگرد اول مدرسه بود فقط به فکر برف بازی و پرت کردن سنگ به لونه کلاغا بود خخخ

    الان موندم ای خدا دهه 70 هم که کلی ساکت و سربه زیر بودم پس چرا مثل رسولی و بقیه پسرام تاریخو سنه و یوم و ماه یادم نیست ههههه
    واقعیتش در دهه 60 همش به فکر این بودم که چطور با تیرکمون میشه سنگارو به ارتفاع بیشتری بپرتم . که بتونم لونه کلاغارو داغون کنم هاهاهاها

    ولی همه این تصاویر و خاطرات شما منو به ناکجاآباد کوچه پس کوچه های کودکی میبره . ????

    همینجا باشید نرید . دوباره میام ههههه

    1. اتفاقا اون زمان کمتر دانش اموزی پیدا میشد که به علم هواشناسی و انواع ابرها و توده ها توجه نشون بده توی 16 سال تحصیلم کسی رو علاقه مند و اگاه در این زمینه در بین هم کلاسیهام ندیدم .حس میکنم الان بچه ها بیشتر به علم هواشناسی علاقه نشون میدند اون زمان تقریبا همه زمانی خوشحال میشدند که برف بحدی میومد که میتونستند برف بازی کنند و نهایتا مدرسه ها تعطیل بشه البته لونه کلاغارو هم هدف قرار میدادند…

  6. رععععد باستانی با یک کیسه پر از خشکبار محلی و داهاتی میاد به شب نشینی و ی مشت بزررررررگ نخوچی کیشمیش و نقلو نبات به رسول میده و میگه :

    پسرم چرا کلیپ ملیپو نمیتونم ببینم ؟؟؟؟
    *****
    رراستی رعد بارانی سال 77 تا 80 که دانشجوی حصارک کرج بود کلی برف رویایی میدید و معمولا ثبت هم میکرد.
    ولی خب دفتر خاطرات جوونیام که الان ته انباریه ههههه
    اصلا هم نمیخوام برم سراغشون.
    چون دلم عجیبو مجیب میگیره.
    ******
    اگه از دست پست های تو رعععد غمباااد نگرفت هاهاها?????
    ₩₩₩

    ببینم وقتی به گذشته ها میفکری ،ی حس بنفش جیغالو از

    نوع وحشیه قشنگ به قلبت لگد نمیزنه، ؟؟؟?
    اگه زد ،تو هم بزنش .
    گوشاتو بیار کسی نشنوه خخخ بعد از خوندن پستهای خوشگلت

    منو این حس قشنگ با هم بزن بزن حسابی داریم خخخ

    ××××××
    راستی جواب هر کامنتیو زیر کامنت خودشون مرقوم بفرمایید . اونجوری حس بیتر تری داره . مثل کاری که صبور انجام میده .

    1. ممنون از پذیرایی باستانی و خوشمزه جناب رعد ..برای دیدن کلیپ یا شنیدن موسیقیهایی که توی پستها قرار میدم کافیست روی ادرس لینک داده شده را با موس بکشید وقتی کل ادرس به رنگ ابی دراومد کلیک راست کنید سپس گزینه open link in new tab یا new window را انتخاب کنید حالا هم میتونید انلاین گوش کنید و هم میتونید دانلود کنید..
      در ضمن ادبیات استادانه ،هنرمندانه و اغشته به طنز از شما یک نویسنده متبحر ساخته …

      1. جناب رسول عزیز ، پسر با کمالاتم

        لطف شما نسبت به ، رعد بارانی ، مساحت و عمق و محیط و عرضش اونقدر زیاده که شرمندتیم.

        راستی ی تشکر ویجه جات به خاطر اینکه جواب کامنت هر کسی به خودش میدی خخخ

        همیشه گفتم اگه جواب همه رو کلی بدید مثل

        این میمونه که1 دیگ برنج بریزی توی سینی

        مسیای قدیم و بذارید جلوی مهموناخخخخ

        و بگی این کل غذاس با هم بخورید ههههه .

        چه خوبه که چلو کامنت هر کسی متعلق و جلو دست خودش باشه . به به .

        الان من گزینه پاسخ زدنو زدم. نمیدونم که این حق متعلق به مدیراس یا شاگردا هم میتونن .

        خداییا به امید تو ……

        1. بله رعد گرامی دشمنتون شرمنده مزه اجیلاو خشکبارات زیر زبون ما مونده هنوز امیدوارم موفق شده باشی کلیپو ببینی

      2. نوۀ خوبم از راهنماییت ممنون .

        صدا و متن انتخابیت هم بسی دلمان را هوایی کرد ههههه

        *******

        “رعد بارانی “با خنده ای رعد وار به رسول میگه :
        ای کلک فک کنم به نوشته های من سرک کشیدی ههه درست حدسیدم ؟؟
        پس کامنت چرا یادت رفته ؟؟؟

        در ضمن اگه کامنت رعد بی ربطه منتشرش نکنید هههه

  7. سلام آقا رسول، خسته نباشی. دمت گرم، پستت عالی بود، وقتی داشتم میخوندم انگار زمان به عقب برگشته بود و رفته بودم تو دهه‌ی هفتاد! این برف سال هفتاد و یک قشنگ یادمه، کلاس دوم ابتدائی بودم و ما هم جنوبغرب تهران (شهرک ولیعصر) هستیم و چسبیده به خونمون یه باغ بزرگی بود به اسم باغ نعیمی (که الان شده بوستان بزرگ و زیبای قائم) که فکر میکنم نزدیک به چهل سانت برف یکدست سپید و زیبا تو اون باغ نشسته بود. راستی آقا رسول، قرار بود تو این پستت از صدای مهیب اما دوس داشتنی ریختن برف از روی پشت بوم خونه‌ها تو کوچه یاد کنی اما فراموش کردی؛ البته فدای سرت.
    الان ک دیگه تو تهران باریدن چنین برفی به یه آرزو تبدیل شده رسول جان اما شما با این پستهای زیباتون باعث آرامش ما میشی تو این بی برفی! راستی تا یادم نرفته اینم بگم اونجا که به فوت خواهر مرحومت اشاره کردی واقعا از ته دلم متأثر و غمگین شدم و امیدوارم روحش شاد باشه. به امید تکرار روزای خوب برفی تو تهران و موفقیت روز افزون شما رسول جان.

    1. سلام علیرضای گل نظر لطف شماست خوشحالم از اینکه پستهای بنده موجب ارامش و یاداوری خاطرات خوب شماست ممنون از ابراز همدردی شما بزرگوار ..
      دهه شصت عمه های من شهرک ولیعصر بودند و بخوبی یادمه بافت اونجا بغیر از خونه های کوچیک قدیمی درخیلی از جاهایی که الان خونه و خیابون شده پر از باغ و زمینهای بایر و خالی بود که مساحتشون هم زیاد بود همچنین خونه های یه طبقه با حیاطهای بسیار بزرگ که یکیش خونه دختر عمه خودم بود ولب بعدا همه به اپارتمان و خونه های کوچیک بدون حیاط تبدیل شدند..

  8. سلام
    پدرم تعریف می کرد دهه 40 و 50 شمسی در منطقه فراهان استان مرکزی در روز سیزده بدر برف و شیره انگور قاطی میکردند میخوردن ولی من با این شرایط اصلا باورم نمیشه

    1. سلام احمدرضای عزیز ..ماندگاری سرما تا بعد از نوروز در استانهای سردسیر در دهه های گذشته چیز چندان عجیبی نیست مخصوصا استان مرکزی و همدان

  9. سلام مارو بردی به گذشته آخرین برف سنگینی که مشهد بارید سال 91 بود یک برف در دی یکیم در اسفند که هر کدوم بین 35 تا 45 سانت بود که بابرف آذر میشد تقریبا یک متر. برفی که دی بارید در دمای منفی یک تا منفی هفت درجه بود بعداز بارش هم دما تا منفی 18 افت کرد.

  10. سلام اقا رسول صید ابادی شهرک گلستان شمال غرب شیرازم هر سال زمستان بارش برف داریم بعضی مواقع سنگین هم هست رو زمین هم میشینه اینجا تو پاییز هوا سرد میشه و زمستون هم خیلی سرده هر سال و حتی اینجا از فروردین تا اواخر خرداد سرد هست حتی تابستونم هوا اینجا خیلی خنکه و میزان بارندگی اینجا خوبه نسبت به مرکز شهر شیراز اینجا هم کل فصل بهار و تابستون بارندگی خوبی داریم و پاییز و زمستون از اوایل پاییز بارش بارون خوبی داشتیم تا ۲۲ بهمن ۹۴ و ۲۲ بهمن اینجا برف و بارون داشتیم از ظهر و همه زمینا خیس خیس شده بود و از عصر هم شدت گرفت بارش برف و ادامه داشت ولی رو زمین ننشست و مرکز شهرم بارش بارون خوبی داشتیم اینجا میزان بارشمون از اوایل مهر تا ۲۲ بهمن ۹۴ ۳۷۰ میل بارش خوب داشتیم و اینجا هوا خیلی سردتر از مرکز شهرمون هست بارشهامون هم بیشتره و بارش برف هم اینجا بیشتر میاد و رو زمین هم بیشتر موقع ها میشینه نسبت به مرکز شهر

    1. سلام الی عزیز من شهرک گلستان نیومدم ولی اینطور که پیداست با وجود جنوبی بودن عرض جغرافیایی شهر شیراز و ارتفاع نه چندان زیاد از سطح دریا و لی اطراف این شهر دارای بارشهای سرد و خوبی در فصل زمستان میباشد و از خاطراتی که دوستان شیرازی تعریف میکنند زمستانهای خوب و پر برفی داشته و داره شاید سعدی نیز بخاطر همین زمستانها این بیت زیبارو سروده کامجویان را ز ناکامی چشیدن چاره نیست بر زمستان صبر باید طالب نوروز را

  11. سال ۹۲ زمستون شمال غرب شیراز شهرک گلستان ۹۵ سانت بارش سنگین برف داشتیم ۴ روز پشت سر هم بارش برف داشتیم و مرکز شهرمون شیراز هم بارش برف داشتیم و پارسال سال ۹۳ هم بارش برف داشتیم و رو زمین هم نشست

  12. سلام داداش به نظرت شهری تو ایران هست که اقلیمش رو به بهبود باشه؟من خودم به شهر کرمان گمان بردم.اینجا که(قم )روز به روز اقلیمش بدتر میشه.

    1. اگر منظورت از بهبود اقلیم افزایش بارش باشه باید بگم طبق امار استانهای نسبتا خشک ایران دچار کاهش بارش در این سالها (میانگین 15 سال)هستند ولی گاهی اوقات دامنه های زاگرس و البرز بارشی فرانرمال را در بعضی سالها دشت میکنند که باعث بهبود نسبی امار میانگین در ایران میشوند مثل ایلام در سال ابی 94

        1. اگر چند سال متوالی امار افزایش داشته باشه صحبت شما صحیحه ولی معمولا این بارشها اتفاقیه و خشکسالی عمومی در کشور حاکم هست برخی استانها بیشتر و برخی کمتر

  13. کلا هوا خیلی تغییر کرده پاییز از آخر تابستون شروع میشد اما حالا تا وسط پاییز هوا گرمه زمستونام دهه شصت جوری بود که اگر هم بین برفا فاصله میفتاد لااقل هوا سرد و مه آلود بود الان باید روزها منتظر برف باشیم اونم هنوز نیومده آب میشه بعدشم تا روزها هوا بهاری و آفتابیه اصلا جوری شده که به هم بارون تو چله زمستون راضی شدیم.

    1. البته در قدیم هم زمستانهای گرم یا خشک داشتیم ولی در دو دهه اخیر تعداد این زمستونا بیش از حد شده و یه جورایی رکورد زده..

  14. سلام به رسول والی عزیز .دقیقا همینطوره که الی جان گفتند.یادمه یبار شیراز به اندازه سفید شدن زمین برف اومده بود من به شهرک گلستان که در واقع محله بزرگی در شمال غرب شیرازه رفتم ولی برف تا نزدیک زانو می رسید و سال 92 هم چند روز بعد از سنگین ترین برف به شیراز رفتم و تو محله های غربی شهر نیم متر برف رو دیواراشون نشسته بود.حتی زیبا شهر که تو 2 کیلو متری دروازه قرآنه مقدار زیادی برف نشسته بود.جاده شیراز سپیدان هم یه جاده برفیه و سپیدان به یاسوج دیگه بر ف غوغا می کنه من تو زمستون از اونجا رد شدم تابلو های راهنمایی کنار جا ده فقط نوکشون پیدا بود ینی حدود 2 متر برف فشرده…..بعدا بازم براتون از جغرافیای اون منطقه می گم جذابیش به اینه که تو جنوب این صحنه ها خود نمایی می کنه. ارتفاع شیراز 1540 متر و شمال شهرش 1800 تا 1900 متر از سطح دریاست.

  15. از شیراز که به سمت سپیدان حرکت کنیم مرتب ارتفاع زمین زیاد میشه البته نامحسوس جالب اینه که یه جاده اتوبانه که پیچ و خم خیلی کمی داره مثلا مثل جاده چالوس یا طالقان پیچ در پیچ نیست و به سرعت تو سه ربع میشه تا سپیدان رفت .غربی ترین محله شیراز شهرک گلستانه با ارتفاع 1800 متر ینی در حد ولنجک تهرون بعد تو فاصله کمی دهکده ملی بنام قلات واقع شده با آبشار بلند و طبیعت زیبا و خانه های سنگی بسیار قدیمی که هنوز مسکونین چیزی شبیه ماسوله ارتفاع قلات از دریا 2050 متره و ییلاق شیراز محسوب میشه داماد ما هم باغ زیبایی اونجا داره…. بعد ادامه بدیم می رسیم یه دهی بنام گلستان که معمولا زمستونا از اینجا به بعد برف دایمی داره و بعدش دهی بنام شول که خیلی اطرافش رویاییه و خانه هاش هنوز کاهگلی و قدیمی چندین دهات خوش منظره دیگم تا سپیدان هست.از سپیدان به بعد جاده دو شاخه میشه یکی به سمت پیست اسکی پولادکف و آبشار معروف مارگون دیگری به سمت یاسوج که شهر بسیار زیبایی بر دامنه کوه دناست با بارش فراوان و هوای خنک و طبیعت جنگلی. توی کیلومتر 5 جاده سپیدان به یاسوج چله گاه واقع شده با درختان بلند و برف و رودخانه وپیستهای کچک محلی……ارتفاع سپیدان از دریا 2240 متر و یاسوج 1850 متره .خب فعلا زیاد مزاحم اوقاتتون نمیشم تا فرصت بعدی….

  16. باید ایستگاه هواشناسی شیراز بیاد مرکز شهر این بارندگی واقعی شیراز نیست !!
    شهرک گلستان در غرب ۱۱۵ میلیمتر بارندگی داشته و در شرق که ایستگاه فرودگاه ۵۵ میلیمتر !! که پایین ترین نقطه شیرازه نزدیک دریاچه مهارلو
    و هواشناسی بارندگی فرودگاه رو به عنوان بارندگی شیراز ثبت میکنه !البته بارندگی ابان ماهو گذاشتم سال ۹۴ تا بهمن ۹۴ بارندگیمون اینجا ۳۷۰ میل شده

  17. سلام درسته ولی الی عزیز این ماجرای شهر های بزرگیه که تو دامنه ها ی ارتفاعات واقع شده اند مثل تهرون و شیراز یا کرمونشاه الآن میزان بارش تجریشو نمیگن واسه تهرون و ایستگاه مهر آباد رو میگن. حالا خوبه واسه شهرک گلستان هم ایستگاه گذاشتن .درسته بارندگی اطراف خیلی بیشتره اینو از مناطق جنگلی نزدیک به شیراز میشه بخوبی فهمید . مثلا منطقه جنگلی کوهمره که از جاده بوشهر نیم ساعت با شیراز فاصله داره برای دوستان تهرونیمون باعث تعجب و حیرت شده بود.که نمی دونستند فاصله یه جنگل انبوه با شیراز اینقد کمه…. آقا رسول عزیز خاطرات برفی تهرونو ما تبدیل کردیم به بیوگرافی شیراز و اطرافش باید ببخشید…خخخ

    1. خواهش میکنم رهام عزیز … پست بررسی زمستانهای تهران بدست بنده نوشته میشه ولی هر شخصی ازاد هست در پایین پستها خاطرات برفی هر شهری از ایران که زندگی میکنه و یادش میاد بنویسه و اگر عکسی هم داره برای ما ارسال کنه ما از خاطرات دوستان و خوانندگان مخصوصا خاطرات قدیمی بشدت استقبال میکنیم….

  18. سلام به اقا رهام و اقا رسول دیگه نمیام تا اسباب
    زحمت نباشم ببخشید که ناراحتتون کردم و اینجا جای خاطرات زمستانی بارش برف تهران هست و شهرهای دیگه ببخشید شرمنده که مزاحمتون شدم و سرتونو به درد اوردم خدانگهدار

  19. والا یکی از اقوام ما شیراز دانشجو بود میگه اونجا اصلا زمستونی نداره. در حقیقت هم بخش اعظم شیراز آب و هوای بیابونی داره با تابستونای گرم و زمستونای معتدل این شهرک گلستانم یک بخش کوچیکی باید باشه. مثلا همه میدونن که کاشان هواش کویری و گرم خشک ولی قمصر در فاصله نزدیک هواش سردو کوهستانیه.

  20. سلام رسول عزیز اتفاقا می خواستم اینو پیشنهاد بدم که دوستان در هر شهری هستند خاطراتشونو ارسال کنند حتی شهرهایی که اقلیمشون طوریه که برف نمیاد اونام بگن زمستونا چه کارایی می کنن و احساسشونو بیان کنند چون کشور ما خیلی متنوع است. مثلا خواهر من با خونوادش تو هفته قبل به بوشهر رفته بودند زیرا خواهرم بر خلاف من میونه ای با سرما نداره تازه یه ویلام توی کیش خریده اند و از هوای اونجا لذت می برند. بهر حال هر نقطه ای تو این فصل یه ویژگیهایی داره که شناختش خالی از لطف نیست..

  21. الی عزیز ممنون از گذاشتن عکس ها فقط یه جا نوشته بود بارش برف بعد 18 سال که این غلط بود چون من تا وقتی شیراز بودم هر سال کم و بیش برف میومد درست این بود بنویسه بارش برف 70 سانتی بعد از 18 سال در مورد تخت جمشیدم اینو نوشته بود در صورتی که اونجا هر سال برف میاد و مینشینه ولی امسال هنوز خبری از برف در مرکز شهر نشده ممکنه تو اسفند بیا د پارسالم اسفند اومد…..اگه همینطور بگذره تو سالهای آینده فقط خاطره باید بگیم. کاش زودتر اتفاقی بی افته میگن زمین بزودی از محورش انحراف پیدا میکنه و این باعث میشه مناطقی که اصلا برف نمیومده هم برف بیاد و نقاطی بلعکس…البته نمی دونم صحت داره یا نه ولی بلاخره با گذشت زمان امکان داره راه حل هایی پیدا بشه….امیدوارم

  22. سلام به آقا اسماعیل احتمالا دوستتون تو خشکسالی اواخر دهه هشتاد اونجا بوده یا جنوبیترین نقطه شهر نزدیک دریاچه مهارلو که بارش برف کم اتفاق می افته ولی بارونش زیاده.ولی برعکس دوست من خاطره های قشنگی از برف در شیراز داشت زمان دانشجوییش البته هرسال احتمال بارش برف به خاطر گرمای زمین کمتر میشه شیراز تا اواخر دهه چهل برف فوق سنگین به خودش میدیده. ولی حالا برفی که سفید کنه نقاط شمال شهر که اتفاقا تا سپیدان و یاسوج ادامه داره ینی منطقه کوچکی نیست پیش میاد گاهی هم مرکزشهر برف خوبی می بینه…..

  23. آهای الی کجا کجا ؟نرو کمی با ما بمان .

    رهامی فک کنم اگه جناب زمین ی چرخی بزنه و از محورش خارج بشه ،تهرون و علی الخصوص شهرری هواش بشه مثل ناف آفریقا خخخ ? پس تنهامون نذارید و با منو رسول خان اختلاط کنید . مگه نه رسول خان
    *******

    بچه ها از خاطره های برفکی بگید . اینجا خاطرات برفیه ایرونیاش . من و رسول خان و همه کاربرا از خاطرات برفی خوشمون میاد .?⛄❄
    ****
    رعععععد بزرگ منتظره . احترامش هم بسی واجبه . چون پدربزرگه سایته خخخ

  24. خب خب برم سروقت یه دونه از خاطرات زمستونیم که امیدوارم به دلاتون بشینه. قبلا حضور انورتون گفتم که کم کم شیرازیا سپیدون که اسم اولش اردکان بوده رو کشف می کردن و سال به سال گردشگران بیشتری به این نقطه جذب میشدند تا جایی که جوونا مینی بوس یا اتوبوس اجاره کرده و جمعه ها برای تیوب سواری و برف بازی اونجا می رفتند بچه مایه دارام با ماشینای سواری خودشون می مدن.خلاصه یه روز دوستم گفت که می خوان با دوستانش به سپیدان برن البته اوایل اسم اولیه شهرو میگفتن ینی اردکو… تلفظ می کردند.خلاصه منم قبول کردم باهاشون برم توراه بچه ها خیلی شاد بودند شعر می خوندن می رقصیدن و وشوخی می کردن. تااینکه به پیست پایینی بعد از چله گاه رسیدیم در مقابلمون تپه بلندی بودبا برف یکپارچه که مردم سوار بر تیوب های بزرگ از اون بالا پایین میمدن پایین تپه هم رودخونه ای که لبه هاش یخ زده بود. وقتی با تیوب پایین میمدی تیوب شتاب تندی می گرفت ودر انتهای تپه قبل از اینکه به رودخونه بیفتی می بایست خودتو ازکنار تیوب پرت میکردی. خلاصه منم با دو سه نفر دیگه سوار تیوب شدیم و با 1و2و3 به پایین اومدیم خیلی مهیج بود تیوب می چرخید و با سرعت پایین میمد تئ آخرین لحظه باید خودمونو پرت می کردیم بیرون دوستام اینکارو کردند و موقعیت من طوری شد که جا موندم بنابراین با تیوب تو هوا چرخی زده وسط رودخونه پایین اومدم تیوب رو داشت آب می برد بچه ها گفتند بگیرش ومن هم تود آب دویده اونو گرفتم. اگه بخواین بدونین توی زمستون تو آب یخ افتادن چه جوریاس باید بگم حس خاصی نداشتم فقط نوک انگشتان دست و پاهام بود گه انگار چکش به آنها می زدند. خلاصه با چند تا بچه ها داخل مینی بوس که گرم بود رفتم از همه بدنم بخار بلند میشد.خوش تیپ ترین پسر اتوبوس الآن آبکشیده بود.با همون حال چند عکسم گرفتیم.البته افراد زیادی پرت می شدن و بعضیاشون روانه بیمارستان…حالا دیگه در اون پیست تیوب سواری ممنوع شده..زمستوم 92 توی باغستان کرج اون برفی که اومد چنین مناظری رو دیدم ینی از دامنه تپه ها مردم با تیوب پایین میمدند…… خب امیدوارم خوتون اومده باشه.. فعلا..

  25. الی جان هیچ وقت نرو مرسی از عکسا…..منم بزودی عکسامو می فرستم الآن مشغله دارم ولی سعی می کنم تو این چند روزه ارسالشون کنم….

  26. ما اون موقع ها چون پدرم تو کار ساخت و ساز بود دایم خونه عوض می کردیم یه خونه داشتیم تو دامنه کوه دلگشا نزدیک باغ دلگشاه نزدیکی آرامگاه سعدی این خونه بزرگ بود 640 متر مساحت داشت و پدرم خودش ساخته بود.زمستونا هر شب مجبور بودم کل اخبار کسل کننده و طولانی ساعت 9 رو گوش کنم بقول رسول جان برای 1 دقیقه کزارش وضع هوای آخرش….که نقشه مخشه ای هم در کار نبود و خانم شاقول از آذر بایجانها شروع میکرد وضعیت 24 ساعت بعدشونو می خوند و در نهایت می گفت هوای تهران و شمیرانات هم مثلا ابری با بارش برف. یادمه زمستونا بیشتر شبهایی که ابری بود برای تهرون می گفت بارش برف. خلاصه یه شب که ابری بود با امید همیشگی رفتم خوابیدم صبح زود برای اینکه هوارو چک کنم پاشدم از پنجره نگاه کردم قلبم به تپیدن افتاد نمی تونستم باور کنم بازم دقت کردم درست بود داشت برف ریزه میمد از خوشحالی می خواستم پرش کنم تو هوا.جیلیقمو پوشیدم وبا احتیاط که مامان با بام نفهمن یواش درو وا کردم و به حیاط رفتم به به پیش خودم می گفتم تا شب کلی برف میشینه وای……ولی از انتهای شهر که از حیاط ما به علت بالا بودن کوچمون که در دامنه کوه بود افق رو میشد دید یهو بسرعت ابرها پراکنده ده و آرزوهای منو هم با خودشون بردند.فقط دلم به ذرات کمی از برف که گوشه و کنار به چشم میخورد خوش بود و تو ذهنم می گفتم خوش بحال تهرونیا الآن چه برفی داره اونجا میاد….

  27. بله داداش رسول اونوقتا تو رادیو مرکز شیراز یه بار مردم زنگ می زدند و خاطرات زمستونای قدیمو تعریف می کردند یادمه یه آقای مسن می گفت یه بار که شیراز یه متر و نیم برف اومده بود…….بله این حقیقت داشته پدر و مادر خودمم از برفای سنگین گذشته حکایتها داشتند البته اونا مثل ما فکر نمی کردند و هیچ وقت انتظار نمی کشیدند برف خودش میمده اونم یه عالمه گاهی اوقات ناراحت هم میشدند از زیادی برف ! ! ! ! مادرم میگه یبار نه روز نه شب چنون برف و بارون اومد که یکی از همسایه هامون رفت بالا پشت بوم و فریاد زد آااااااااااااای خداااااااااااااااا می خوای چکار کنی…..خخخخخخخ ذله شده بودن ولی قدر نمیدونستن ! ! …….خاطرات تو رسول عزیز همون احساسات خفته در سینه منه منم از اون قندیل ها و خوردنشون و احساس لذتش آگاهی کامل دارم گاهی وقتا تو کوچه باد سردی زوزه کشون می وزید وهمراه اون برف خیلی ریزیم میومد در اصطلاح شیرازیا به اون سووم ریزه یا سرما ریزه می گفتن نمی دونم تهرونیا بهش چی میگن.. زمستونا حال و هوای خاص خودشو داشت….یادمه تو تهرون بندرت دمای هوا بالاتر ار7 درجه میشد و همیشه از دهنمون بخار خارج میشد آخه تهرون زیاد می مدم و گاهی وقتا دو سه هفته ای می موندم خونه دوست قدیمیمون که منو خیلی دوست داشتن و مثل یه عضوی از خودشون بودم. همیشه تو سایه دیوارها زمستونا مقداری برف آب نشده بود الآن دوستم تو کوچه منو دید و گفت چه هوای گرمی فقط یبار برفو دیدیم و منم بهش گفتم خدارو شکر کن با این اوضاع همینم دیدی…..چی بگم رسول عزیز هی ……

    1. مرسی رهام عزیز ..اینجا هم به اون برفها که بر اثر ریزش هوای سرد در رطوبت محلی میبارید میگن سرما ریزه و البته در بعضی از استانها هم میگن زمهریر … مقایسه زمستان 93 و 94 با زمستانهای قدیم مخصوصا قبل از دهه هفتاد یه کم دپرس کننده ست .. احتمال سرما در اواخر اسفند و بهار خیلی زیاده

  28. یکی از تماشایی ترین منظره ها وقتیه که تو آرامگاه حافظ باشی و برف بیاد محیط اطراف این مقبره خود بخود آدمو به عالم عرفان و خیال می بره و اگه برفم بیاد که نور الا نور میشه یه بار برف سنگینی در حال بارش بود به حافظیه رفتم انگار تو روییا بودم برفه خیلی درشت بود و این از خصوصیت برفای شیراز بود چون رطوبت سیتمهای سودانی همراهیش می کرد بنابراین دانه های برف خیلی درشت بودند.تو تهرون یا کرج خیلی کم از اون برفا دیدم.خلاصه یه جهانگرد اروپایی هم با قد بلند و چشمهای آبی با چکمه های سفید لاستیکی که به پا داشت اونجا برای خودش قدم می زد بیچاره از سرمای اروپا گروخته بود و به شهری در جنوب آسیا اومده بود و حال داشت با تعجب این مناظرو می دید فک کنم جز من و او و یه عکاس کسی دیگه اونجا نبود.آنقدر صحنه ها قشنگ بود که بعدا به سیمای شیراز زنگ زدم وپیشنهاد دادم موقع بارش برف یا بارون از باغ این آرامگاه فیلم تهیه کنند که اتفاقا تو برف 92 اینکارو کردند و فیلم برفی از حافظیه و باغ ارم تهیه کرده و از شبکه سراسری پخش شد خودمم فیلم و عکس برفی زیادی از اونجا دارم که وقت کنم براتون میزارم وقتی اونجا بودم برف درشته به سرعت همه جارو سپید کرد مقداری با خارجی متعجب هم صحبت شدم و…….فعلا

  29. تو عکسای الی جان چیزی کشف کردم رودخونه ای که بچگیام با عبور از اون به مدرسه می رفتیم. البته اون زمان این ساختمان های بلند اطرافش نبودن در عوض خانه های بسیار قدیمی در جوارش بودند با سقف های کاهگلی که روزای برف و بارونی از دودکششون دود می چرخید و تو هوا محو میشد و یکی از بیادماندنی ترین صحنه های زندگیمو تو راه مدرسه می دیدم.سدهای دو طرف رودخونم که دیوارهای قدیمی سنگی بزرگیند در عکس پیداست یادم رفت بگم تو راه مدرسه باید از این دیوارام یه جور رد میشدیم که بعضی از مردم چند جا با خاکریز و سنگ دو طرف دیوار سطح شیبداری ساخته بودند که با بالا و سپس پایین اومدن از اونا مانع سد رو پشت سر میذاشتیم حالا بگذریم در محیط رودخونه آب چه شگفتیهایی درست کرده بوداز قبیل غار و آبگیرای عمیق و با بارش برف زیباییها دو چندان میشد …..

  30. سلام به همههه و اقا رسول و رعد بزرگ

    اقاا رسول خاطرتون عاای بود من ک نبودم.ساله 71. پنج سال بعدش به دنیا اومدم ولی حسه خوبی بهم داد خاطرتون تقریبا حسی مثه بامداد 17اسفند91 ک تو سکوت کامل برف فوق شدیدی توغرب تهران میبارید و من اون شب فقط 3 ساعت خوابیدم و از ساعت 7 صبح بیدار بودم
    بازم بابت خاطرتون مرسی عالیی بود داداش

    دوستون دارم زیااااااد
    یا علی❤❤

نظر دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله‌ی امنیتی را در کادر بنویسید. *