ارتباط با مدیریت وب سایت : 09365351958 (سوالات مرتبط با هواشناسی پاسخ داده نمی شود)

آخرین اخبار : 

بررسی زمستانهای قدیم تهران و مروری بر خاطرات برفی ۴

“قسمت پنجم”
مطالب این قسمت شامل:بررسی امار سینوپتیکی ایستگاه مهراباد تهران در دهه ۳۰ بر پایه اطلاعات ثبت شده سازمان هواشناسی،اصطلاحات زمستانی،اطلاعات علمی تجربی،عکسها وموسیقی های خاطره انگیز
،افسانه های کهن و در اخر خاطره برفهای سنگین قدیم است
———————————————————————————————————-
————————————————————————-
——————————————–
—————–
—–
در ابتدا به اهنگی گوش میکنیم که برای همه علاقه مندان هواشناسی یاداور گزارش هواشناسی اخبار ظهرگاهیه و بیشتر یاداور روزهای برفی

http://s5.picofile.com/file/8157275776/11_Desert_Of_Sadness.mp3.html
3c29cb9d144e80aa3fd0ee34c7af74e2
“نگاهی به زمستانهای ۱۳۲۹ تا۱۳۳۵ تهران”

دهه 40

از وقایع زمستانهای دهه ۳۰ بغیر از امار ثبت شده در وزارت نیرو و سازمان هواشناسی که اون هم بصورت کلی و نه با جزییات دقیقه بهمراه چند تا عکس و چند خبر در ارشیو روزنامه های ان زمان تقریبا میشه گفت هیچ منبع موثقی برای استخراج اطلاعات دقیق وجود نداره مگر اینکه شخصی در دفتر خاطرات شخصی خودش همه وقایع از جمله وقایع جوی رو ثبت کرده باشه که هنوز اون شخص پیدا نشده…
در این پست نگاهی اجمالی داریم به زمستانهای دهه ۳۰ مخصوصا بارشهای سرد اون دوره از تاریخ شهر تهران
۱۳۲۹:زمستانی سرد با ۴۶ روز حداقل دمای منفی و بهمن بسیار سرد با ۲ برف نیمه سنگین در ژانویه و ۳ تا ۴ برف نیمه سنگین و سنگین در فوریه حداکثر ۱۵ تا ۲۵ سانتی متر و ۱۸ روز حداقل دمای کمتر از-۴
و ۵ بارش برف سبک یا اسلیت سردترین شب دمای -۸ در ۱۸ بهمن ماه میانگین بارش نرمال
۱۳۳۰:زمستانی نسبتا سرد با ۴۲ روز حداقل دمای منفی و دی ماه بسیار سرد با ۲ برف سنگین در ژانویه و یک برف نیمه سنگین در فوریه حداکثر بارش برف ۲۱ دی ماه حدود ۳۰ سانتی متر و ۳ بارش برف سبک یا اسلیت
سردترین شب دمای -۹ در ۲۳ دی ماه میانگین بارش نرمال
۱۳۳۱: زمستانی نسبتا سرد و پاییزی (ابان و اذر) بسیار سرد با ۴۷ روز حداقل دمای منفی و ۶ روز دمای کمتر از -۴ با یک برف سنگین و ۲ برف سبک فقط در ژانویه و جالبه ۲۴ روز حداقل دمای منفی در ابان واذر و ۲ برف سنگین در ان ۲ ماه کلا ۴ برف سبک و اسلیت در زمستان حداکثر بارش برف در دی ماه حدود۳۰ سانتی متر در ۷ دی میانگین بارش نرمال
سردترین شب ۲۳ بهمن دمای-۵
۱۳۳۲: زمستانی سرد با ۵۶ روز حداقل دمای منفی و دی ماه و ژانویه بسیار سرد و مارس نسبتا سرد
با ۱۵ روز حداقل دمای کمتر از -۴ در این دو ماه
زمستانی با بارانهاو برفهای سنگین در هر سه ماه بیشترین برف۱۳ دی ماه ۱۵ سانتیمتر
سردترین شب ۱۷ دی ماه با -۶ میانگین بارش نرمال
۱۳۳۳:زمستانی با ژانویه بسیار سرد و فوریه و مارس معتدل ۴۸ روز حداقل دمای منفی و ۴ روز دمای حداقل کمتر از -۴ فقط در ژانویه
۲ برف سبک ولی سرد در دی ماه و یک برف نیمه سنگین و چند باران اسمی در اسفند ماه
سردترین شب ۱۷ دی ماه با حداقل دمای – میانگین بارش کمتر از نرمال۴

۱۳۳۴:زمستانی سرد با ژانویه کاملا یخ زده با ۲۹ روز حداقل دمای صفر و زیر صفر با ۶۳ روز دمای حداقل منفی که
۹ روز حداقل دمای منفی در اذر ماه بوده و ۹ روز حداقل دمای کمتر از -۴ که یک روز اون در بهار اتفاق افتاده ۱۰ فروردین ماه
۲ برف سبک در دیماه زیر ۵ سانتیمتر و یک برف سنگین بالای ۱۵ سانتیمتر و چند باران سرد و سنگین در فوریه
سردترین شب ۲۶ دی ماه با کمینه۷- میانگین بارش کمتر از نرمال
۱۳۳۵:زمستانی دقیقا شبیه سال ۸۶ با بارشی بیشتر از ۸۶ با ۱۸ بارش برف و اسلیت که دو برف سنگین بالای ۳۰ سانتیمتر در دی ماه ۱۲ دی و ۱۷ دی و یک برف سنگین حدود ۲۰ سانتیمتر در فوریه و چند باران سنگین یا شدید در مارس
ژانویه کاملا یخ زده با ۳۰ روز دمای حداقل منفی و ۱۰ روز هم از اذر ماه دما منفی بوده .۱۷ روز هم در فوریه زیر صفر بوده و مجموعا ۶۹ روز حداقل دمای صفر و منفی رو تجربه کرده که ۱۷ روز از زمستان ۸۶ هم بیشتر بوده و ۲۷ روز دارای دمای حداقل کمتر از -۴
که از این حیث مشابه سال ۸۶ بود.ولی میانگین دمای خشک ماه ژانویه حدود ۲ درجه بیشتر از سال ۸۶ بود ولی باز فوریه و مارس سردتری از سال ۸۶ داشته و میشه گفت یکی از سالهای بسیار سرد تهران در قرن گذشته بحساب میاد .میانگین بارش بیشتر از نرمال
ادامه بررسی زمستانهای دهه ۳۰ و ۴۰ در پست بعدی

 

“اصطلاحات زمستانی”

————————————————-
برف پاروکنی

برف پارو کنها

شاید برای متولدین اواسط دهه هفتاد به بعد مخصوصا دهه ۸۰ اصطلاحاتی مثل نمکی،نفتی،لحافدوزی،صابونی،کت شلواری،جارویی وچندتا اصطلاح دیگه
کلماتی بسیار قدیمی و منسوخ شده و البته تجربه نشده برای نسلشون بحساب بیاد همانطور که اصطلاح برف پارو کنی
الان کلمه عجیبی بنظر میرسه
و زمانی عجیبتر میشه که بدونند برف پارو کنی در زمستانها یه شغل دائمی و پردرامد محسوب میشده و
برف پاروکنها از این شغل امرار معاش میکردند
البته شاید بعضی سالها مثل سال ۸۶ در بعضی شهرها بعضیها صدای برف پارو کنها رو شنیده باشند که مثل قدیم میگفتند
(عرفیه عرف!!) یا اینکه (عرف پارو میکنیم)معمولا ۳ بار
این صدایی بود که ما روزای برفی از خانه یا پشت بامها هنگام پارو کردن برف میشنیدیم و معمولا افراد مسن که نمیتونستند پشت بامهای بزرگ خانه های قدیمی خودشونو پارو کنند از اونها کمک میگرفتند و هر گروه برف پارو کن که معمولا بین ۲ تا ۳ نفر هم بودند از صبح تا ظهر ممکن بود بین ۵ تا ۱۰ تا پشت بامو پارو کنند و بسته به متراژ پشت بام و حیاط نرخ متغیری نیز داشتند .پاروها هم سه نوع بود چوبی پاستیکی واهنی که البته پاروی برف پاروکنها از نوع پلاستیکی سبک ولی محکم و یه تکه بود و گاهی هم با دسته چوبی که بقولی حرفه ای بحساب میومد..این شغل سختیهای خودش رو هم داشت که یکیش اسیب به کمر این افراد در هنگام بارشهای ابکی و سنگین برف و در بعضی موارد پرت شدن از پشت بام یا بالکن به پایین همراه با برف و پارو بود که یکیشو خودم با چشم خود شاهد بودم که مرد برف پارو کن توی کوچه ما که پشت بام یک طبقه پیرزنی رو پارو میکرد بر اثر غرغر های پیرزن هول شد و با برف با هم افتادن توی کوچه که شانس اورد ارتفاع برف زیاد بود و فقط اسیب جزیی دید
نوستالژی برف پارو کنها علاوه بر صدای به تاریخ پیوسته شون که دیگه توی کوچه پس کوچه ها نمیپیچه و اون رنگ سفید و تاریک عصرهای ابری و سرد که زمین و زمانو سفید میکرد یه چیز دیگه هم همراه خودش داشت و اون صدای دوست داشتنی کشیده شدن  پارو و ریختن برف از ارتفاع به حیاطها و کوچه ها و خیابان بود صدایی که از صدای پارو کردن مردم عادی متفاوت تر بود چون اون افراد بخاطر کسب روزی حلال و درامد بیشتر مجبور بودند بقولی حرفه ای تر کار کنند و پشت بامی که ما در عرض ۲ ساعت پارو میکردیم و وسطش کلی بازی و شیطنت هم میکردیم اونها در عرض یک ربع سرو ته شو هم میاوردند بنابر این صدای ریختن برفهاشون خیلی سریعتر و سهمگین تر بود ..یهو میدیدیم کوچه ای که تا صبح ۳۰ سانت برف یکدست توش نشسته بود تا ظهر تبدیل میشد به کوههای ۱٫۵ تا ۲ متری برف که فاصله این ور کوچه با اونطرف کوچه را بکلی قطع میکرد بعدش هم از هر خونه ای ۳ تا ۴ تا بچه توی این برفها شروع به تونل زدن و ادم برفی ساختن و خلاصه تا چند روز دنیایی بود این برفها ..یادش بخیر کوچه های ۲ متری تا ۸ متری فقط یه راه باریک برای رد شدن یک انسان وجود داشت گاهی هم بعضی خونه ها برفاشونو یکی دو روز بعد پارو میکردند و بعضی ها مثل ما بخاطر سرمای ایجاد شده از برفها اونهارو از حیاط با تشت یا لگن یا سطلهای بزرگ به کوچه میبردیم و اینجوری میشد که ارتفاع برف بحدی میشد که بچه ها میترسیدن بالای بلندترین نقطه اون برند .حالا جای این تشتها که برعکسش میکردیم تا چند روز همونطوری روی هم  باقی میموند
پارو کردن برف نکاتی هم در خود داشت که به چندتا از اونها اشاره میکنم
پارو کردن برف خشک(سرد و پودری) خیلی راحت تر از پارو کردن برف ابکی (برف گرم و درشت) بود ..برفهای ابکی که معمولا بخاطر هوای گرمتر هنگام بارش در زیر اونها چند سانتیمتر برفابه تشکیل میشد دو برابر سنگین تر از برفهای خشک بودند و هنگامی که برفهای ابکی به پایین ریخته مبشد به اطراف پرتاب میشد و زمین و زمان را برفی گلی میکرد حالا خودتون حساب کنید یکی میخواست از ته کوچه بخاطر یه کار واجب بره سر کوچه و از زیر ۳۰،۴۰ تا پشت بام رد بشه تازه بعدشم خیابون و اونا که دیگه پایینم نمیدیدند و برف ابکی هم تا ۲۰ متر ترکش گلی داشت تصور کنید کسی میتونست سالم و تمیز به مقصد برسه؟؟!!

iran-old-5
نکته دیگه که باعث میشد این نوستالژی تکرار نشدنی (حداقل برای شهرهای بزرگ )بوقوع بپیونده و خاطرات اون تا همیشه در ذهن ما بمونه اصول مهندسی و شهرسازی قدیم بود که برای تهران و یه شهری مثل زنجان بار برفی به مقدار ۱۵۰ دکا نیوتن تا ۲۰۰ دکا نیوتن در هر متر مربع براورد بشه که بعلت نبود استاندارد خانه سازی در گذشته و همچنین عدم عایق مناسب و نم دادن پشت بامها مردم مجبور بودن به هر طریقی بار برفو از پشت بام ها کم کنند و به زمین بریزند که در بارشهای سنگین برای یک پشت بام ۱۰۰ متری با برف نیمه خشک برف پارو کن گاهی تا ۳تن برف را با توجه به چگالی و وزن مخصوص هر متر مکعب برف از پشت بام به زمین میریخت که گاهی وقتی همسایه ها پریود زمانی تخلیه پاروهاشون به سمت زمین یکی میشد (چندتا پارو برف باهم فرود میومد) علاوه بر صدای مهیب و لرزیدن زمین شیشه ها هم میلرزید…یادش بخیر

………………………………………………………………..
“اصطلاحات قدیمی تجربی”
سوختن اسمون

————————————

Canon PowerShot SX260 HS228
شاید خیلی از شماها این ضرب المثل قدیمی رو که روستاییان و کشاورزان در مورد پیش بینی کوتاه مدت و میان مدت هوا گفته بودند نشنیده باشید که
صبح بسوزد شب ببارد شب بسوزد کی ببارد؟
این ضرب المثل قدیمی بیشتر در روستاها و مناطقی که کشاورزی رونق داشت متداول بود و اکثر روستاییان با اعتقاد به این ضرب المثل که به نوعی برای اونها نقش پیش بینی هوا در زمستانهارو ایفا میکرد برای کشت یا کارهای دیگه شون برنامه ریزی میکردند
سوختن اسمون یعنی چی؟ اصولا به هنگام طلوع و غروب خورشید افق دارای رنگ نارنجی ملایمی است که گاه این رنگ بر اثر رخدادهای جوی ممکنه کمی تغییر کنه مثلا به رنگ قرمز دربیاد که قدیمی ها میگفتند اسمون سوخته یا بریان شده.حال این سوختن یا قرمزی نشانه چیست؟ متاسفانه در هیچ منبعی تا کنون تحقیقی علمی در این زمینه ها انجام نپذیرفته
ولی بر طبق تجربیات شخصی و مشاهده و مقایسه این ضرب المثل هنگامی که صبح گاهان ابرهای سیروس سوزنی در مقابل خورشید و در افق مشرق قرار گیرند بازتاب نور خورشید از پشت (فقط) این نوع ابرها به رنگ قرمز است و این ابرها پیش قراول ابرهای استراتوس ونیمبو استراتوس همراه با سیستمهای کم فشار میباشند که موجب بارش در عرضهای میانی میشوند اما برعکس زمانی که این ابرها در افق مغرب و هنگام غروب خورشید قرار بگیرند تیره رنگ میشوند که ان هم خود از نکات جالب علم هواشناسیست
اما قرمزی بیش از حد غروب نشانه چیست؟ تا بحال اگر بعد از بارشهای سنگین مثل بارش برف به غروب نگاه کرده باشید متوجه قرمزی بیش از حد خورشید شده اید یا زمانی که ابرها بالاتر از افق هستند و زیر خورشید ابری نیست و سطح افق قرمز رنگ تر از معمول است .. این معمولا نشانه استقرار جریانات پایدار (کم ارتفاع تراز میانی ،جنب حاره یا پرفشار های استاتیکی) است که موجب سکون و پایداری چند روزه اتمسفر میگردند و پس از ان بارش بوقوع نمیپیوندد که منظور شاعر از کی ببارد یعنی دقیقا مشخص نیست سیستم بارانزای بعدی کی از راه برسه…

“افسانه های کهن”
نفس زدن زمین

8nb1xfoykfnib0jxannq
در پست قبل گفتیم که چله بزرگ و چله کوچک پس از جنگ (هشت روزه) چهار چهار و ایجاد برف و سرما برای هم خط و نشون میکشیدند و سرانجام چله کوچیک جای چله بزرگ را میگیره و سرمای سخت تری رو حکمفرما میکنه تا جای که هیچ موجود زنده ای از سرمای اون در امان نیست اما عوامل طبیعی به کمک هم میان تا نگزارند چله کوچیکه این همه قربانی بگیره ..علاوه بر افتاب زمین هم به کمک موجودات زنده میاد و به اصطلاح نفس میزنه
قدیمی های اقوام ایرانی هر کدام قصه ای از این افسانه نقل میکنند که خلاصه اون اینه که زمین بخاطر اینکه ریشه های درختان و گیاهان جوانی که در خواب زمستانی هستند از شدت سرمای چله کوچیک منجمد نشه و موجب مرگ تمامی گیاهان و نباتات روی زمین نشه ۵ روز پس از شروع چله کوچیک یعنی ۱۵ بهمن ماه نفس دزدکی(مخفیانه)میزنه و از اعماق ریه های خود گرمای اندکی رو به سطح زمین و ریشه های گیاهان منتقل میکنه و سپس ۱۰ روز بعد یعنی ۱۵ روز پس از چله (۲۵ بهمن)نفس اشکار میزنه و گرمای بیشتر به ریشه ها میدمه و ریشه اونهارو از خواب زمستونی بیدار میکنه تا پس از گرمای اسفند شاخه ها هم اماده استقبال از بهار و شکوفایی بشند
ادامه داستان در پست بعد..

برف

قبل از خوندن خاطره به این موسیقی خاطره انگیز این بار برای متولدین دهه هفتاد گوش کنید که ممکنه شمارو یاد عصرای بارونی یا برفی دهه هشتاد بندازه

http://s5.picofile.com/file/8151449176/Himekami_Tosa_Dunes.mp3.html

—————————————————————————————————–
“خاطره برفی”

…………………………
برف ۱۷ اسفند ۱۳۷۱
در پست قبل خاطره برف ۱۷ دی ماه ۷۱ را تعریف کردیم در این قسمت میریم به برف ۱۷ اسفند همان سال یعنی دقیقا دو ماه بعد…
چند روزی بود که از اواسط اسفند هوا یه کم سردتر از معمول شده بود یعنی بعد از برف دی ماه و یک ماه هوای سرد اوایل اسفند هوا کمی بهاری شده بود و تقریبا همه فکر میکردند دیگه زمستون تموم شده و بهار زودرس از راه رسیده اما غافل از اینکه چه پدیده غافلگیر کننده ای در انتظارشونه ..دما تا ۱۳ اسفند ماه در سراسر نیمه شمالی کشور افزایش پیدا کرده بود و اگه چند روز دیگه ادامه داشت کم کم درختا شکوفه میزد اون موقع من کلاس دوم راهنمایی بودم و طبق روال اون زمان اسفند ماه فصل امتحان های ثلث دوم بود و یه جورایی موقع خوشحالی بچه مدرسه ایها چون امتحانات ثلث که شروع میشد مدرسه ها تعطیل میشد و فقط برای امتحان میرفتیم مدرسه بعدشم که میخورد به اخر سال و بعدشم عید نوروز و حسابی تعطیلی پشت تعطیلی بود برامون ..خلاصه هوا بهاری بود و ما هم سرگرم درس خوندن که یادمه از ۱۴ اسفند نیمه های شب هوا بطرز عجیبی سرد شد و بقولی سرمای شدیدی از عرضهای شمالی به کشور نفوذ کرد یادمه اخبار اون موقع فقط اشاره میکرد که از فردا مثلا کاهش محسوس دما در نیمه شمالی کشور خواهیم داشت و این خبر یه کم برای اون موقع از سال عجیب بود خلاصه پوششی که موقع رفتن سر جلسه امتحان داشتیم از بهاری یهو به زمستونی و شال و کلاه تبدیل شد و بخاری بود که از دهان بچه ها میومد بیرون .. من هم که هر وقت هوا اینجوری سرد میشد در بدر دنبال نفوذ کم فشار و رصد ابرهای بارش زا توی اسمون میگشتم و از قضا این انتظار اون سال زیاد طول نکشید و شب ۱۵ اسفند اخبار ساعت ۷ شب با گویندگی فواد بابان در اخر اخبار و گزارش هواشناسی بدین شرح اعلام کرد که از ۴۸ ساعت اینده با ورود یک جبهه هوای کم فشار فعال از سمت مدیترانه برای استانهای همدان زنجان و تهران بارش برف پیش بینی میشود در صورتیکه این سیستم ۲ ،۳ روز قبل وارد کشور شده بود و در استانهای غربی بارشهایی هم بهمراه داشت ولی انگار برای دامنه های البرز قدرت عجیبی گرقته بود و تقویت شده بود خلاصه ما که فقط از گزارش اخبارگو همین رو میفهمدیم که سیستمی به کشور وارد شده و مجبور بودیم برای درک بهتر عملکرد اون خودمون دست بکار بشیم و اولین نشانه وزش باد و نگاه کردن به باد سنج بود و دومین عامل نگاه به جهت حرکت ابرهای اولیه و نوع ،رنگ و پوشش اونها
از صبح ۱۶ اسفند وقتی داشتم میرفتم واسه امتحان که فکر میکنم امتحان حرفه و فن بود همش سرم به اسمون و دیدن ابرهای سیروس سوزنی از قضا صبح اون روز یکی از روزهایی بود که اسمون حسابی سوخته بود و بابام میگفت شب حتما میباره ..قرمزی ساعت ۷ صبح بحدی بود که افتاب از پنجره اتاقارو قرمز کرده بود یادش بخیر اون موقع خورشیدو نورشو میدیدیم..سوز سردی میومد و هوا تابلو بود که میخواد بهمون حال بده تا نزدیکای ظهر که امتحان تموم شد رفتار و پوشش ابرها دقیقا مثل برف سنگین ۲ ماه پیش بود و شاید کمی هم قوی تر ساعت حدودای ۲ بعداز ظهر پهنه اسمون پوشیده بود از ابرهای سوزنی و ارتفاع بالا، تا دم غروب که دیگه لحظه شکار و اون بزنگاه تشخیص نهایی بود برای مژده دادن برف سنگین .یادمه بعد از رصد دما سنج و باد سنج و دیدن افق مغرب راه افتادم و اومدم بیرون تا از خیابونهای شرقی غربی بهتر بتونم تشخیص بدم که بار سیستم چجوریاست ..با اینکه حالو هوای عید و خرید های شب عید توی اکثر خیابونا به چشم میومد و بساط ماهی قرمز و سین های سفره هفت سین سر چهار راهها گسترده شده بود ولی هوا بدجور سرد بود و بخار عجیبی از دهان مردم خارج میشد. انگار زمستون میخواست قدرت نمایی کنه و بگه که هنوز من هستم .. با اینکه مدت زیادی به غروب خورشید مونده بود ولی هوا تقریبا تاریک شده بود.. وقتی به وسط خیابون سپه رسیدم ساعت ۵ بعد از ظهر منظره بسیار عجیبیی رو دیدم که از اون زمان تا بحال دیگه اون منظره دراسمان تهران اتفاق نیفتاده.. دقیقا از خط هوریزنتالی مغرب (امتداد افق) تا زاویه ۸۰ درجه بالای سرم ابر سیروس سربی رنگ بسیار تیره دقت کنید سورمه ای نبود مثل ابرهای معمولی و یکدست اسمون رو پوشونده بود و از هر زاویه ای و هر خیابونی که نگاه میکردی همون شکل بود بنظرم اگر کل تهرانو میدیدم تغیری توش ایجاد نمیشد و این یعنی ایده ال و پرفکت .بزارید یه توضیح بدم هر سیستم فعال (کلاسیک و پرقدرت دارای هسته سرد)از سه قسمت پوشش ابر تشکیل میشه که به ابرهای پیش قراول یا هشدار دهنده که همون ابرهای سیروس و سوزنی پراکنده در اسمان هستند و چند ساعت قبل از ورود هسته سیستم ظاهر میشوند و ابرهای میانی یا استراتوس ارتفاع بالا که تقریبا چسبیده به هسته بارشی هستند و به ابرهای شیشه ای معروفند و ابرهای بارشی و ارتفاع پایین که بسیار متراکم و فعال هستند تقسیم میشه که از روی ابرهای پیش رونده و میانی میشه فهمید قدرت و شدت بارش سیستم چقدر است اگر هنگام غروب در زمستان و هوای سرد ابرهای سیرو استراتوس بدون حفره باشند (یکدست و تاریک) و پوشش بیشتری از پهنه افق رو تا بالای سرمون بپوشونند نشاندهنده قدرت و فعالیت بیشتر سیستم همراه خود هستند .. خلاصه شب شد و اسمون دوباره شیشه ای شد و ماه که قرصش نصفه بود مثل لامپ تاریکی از پشت ابرها دیده میشد انگار لایه ای از یخ داشت از جلوی ماه رد میشد .. سرعت ابرها بالا بود و یقین داشتم باید تا قبل از نیمه شب بارش شروع بشه ..دما سنج عدد ۱ رو نشون میداد و حالا ساعت ۱۱ شب بود.بوی برف بد جوری پیچید توی فضا اسمون بقدری ساکت و سنگین بود که میگفتی الان بارش شروع میشه ولی نشد و تا ساعت ۳ خبری از برف نشد ول من که اطمینان داشتم برف میاد بخاطر امتحان فردا خوابیدم و فردا ساعت ۷ صبح وقتی بیدار شدم زمین خیس بود و برف ریزی داشت اروم اروم میبارید اولین کاری که میکردم دنبال تنها وسیله ارتباطی به خارج یعنی رادیو میگشتم .حیف که اون زمان سایتی نبود که نشون بده چه چیز عجیب غریبی اومده بود روی ایران و دامنه های البرز ..رادیو هم جون به لبمون کرد تا مجریش بگه برف در تهران واستان همدان و مرکزی و زنجان در حال بارشه همین جمله دلگرمی خاصی بهمون میداد خلاصه اون روز سر امتحان علوم سرم همش به بیرون کلاس بود و نفهمیدم چی نوشتم من نگاه میکرد م و برف همچنان میبارید بعد از امتحان همه بچه ها میگفتند کاش شب میومد و فردا تعطیل میشد بعضها هم میگفتند مگه برف اخراسفند میشینه که حالا بخوان امتحانارو اونم ثلث دومو کنسل کنند خلاصه همه ناامید بودن غیر از یه نفر حتی ظهر که هوا بشدت روشن شده بود و خورشید از پشت ابرها معلوم شده بود داداشم میگفت الان دیگه برف قطع میشه و من همچنان مطمئن بودم…
————————————

DSC00082

برف میبارید ولی ۱۷ اسفند بود و هنوز که ساعت ۴ بعد از ظهر بود با وجود۱۰ ساعت مداوم بارش برف چیزی روی زمین ننشسته بود
ولی من با تجربه منظره عجیب روز قبلش باور داشتم که هنوز بعد از ۱۰ ساعت بارش برف اصلی نیومده..
ساعت دقیقا یادمه ۴:۴۵ دقیقه نشسته بودم توی اتاق و رو به حیاط برفو میدیدم که انگار یه اتفاق عجیبی افتاد و برفهای ریز سبک و رقص کنان یهو تبدیل شد به یه برف ریز یخ زده با بارش بسیار تند و شدید انگار داشت تگرگ میومد .دونه های ریز یخی بعد از حدود نیم ساعت بارش تمام حیاطو سفید کرد و اونجا تازه برف به زمین نشست.روی دیوارای حیاط و اون برگای درخت همیشه سبز خرزهره حالا دیگه لایه ای از برف سرد نشسته بود مادرم هم که داشت سبزی پاک میکرد از دیدن اون برف حسابی لذت برد و یه جورایی تعجب هم کرد …حالا هوا -۱ بود و برف درشت شده بود .نزدیک غروب همه جا سفید شد و من مطمئن بودم این هنوز اغاز راهه چون برف زیاد درشت نشده بود ..رفتار سیستمهای کلاسیک دهه ۵۰ و ۶۰که بارشهای طولانی مدت برف داشتند به این شکل بود که برف بصورت ریز و اروم شروع میشد و بتدریج درشت تر و تندتر میشد زمانی که هسته بارشی سیستم در حال رد شدن از منطقه بود برفها بتدریج درشت و درشت تر میشد تا اینکه قطربعضی از اونها به ۲ تا ۴ سانتینتر هم میرسید و سپس برف قطع میشد ولی اون شب هنوز برفها اونقدر درشت نشده بود خلاصه تا ساعت ۱۱ شب که اخبار همون حرفهای تکراری سیستمهای قبلیو تکرار کرد (اسمان تهران تمام ابری همراه با بارش برف) برف همچنان میبارید و من وقتی با بابام به حیاط اومدیم حدود ۱۵ سانتی متر برف روی زمین بود و از نور چراغ راهرو همچنان میبارید .. فردا امتحان زبان انگلیسی بود و من هم هیچی نخونده بودم با خودم میگفتنم یعنی احتمال داره بخاطر برف برنامه امتحاناتو بهم بزنند؟اون موقع امتحانات سراسری بود و میگفتن سنگم از اسمون بیاد امتحانا لغو نمیشه ..حالا ساعت ۳ بامداد بود و من بارش ۲۵ سانتی متر برفو توی حیاط خونمون توی جنوب غرب تهران میدیدم باور کردنی نبود ساعت ۷ صبح وقتی بیدار شدم همه جا سفید بود و نورسفیدش از پشت شیشه های بخار گرفته و پرده کشیده به داخل اتاق بازتاب میکرد..برف ساعت ۵ صبح بعد از ۲۳ ساعت بارش بی وقفه قطع شده بود و همه تهران متعجب از این بارش البته توی شهرهایی مثل همدان و زنجان همون روز بعلت برودت بیشتر هوا ارتفاع برف به یک متر هم رسیده بود حالا دیگه وقت رادیو بود و اگاهی از دنیای اطراف
برنامه جایگزین سلام صبح بخیرکه اسمشو نمیدونم اولین برنامه ای بود که اگر درست یادم باشه مجری در اون خبر از تعطیلی و لغو امتحانات اون روز در ۵ استان کشور داد و اعلام کرد و بعدشم کلی خاطره برفی و مصاحبه از سطح شهر با مردم از اقای گزارشگر برنامه
اون روز صبح تهران و چند استان دیگه کاملا از حال و هوای نوروز و عید بیرون اومدند و چهره کاملا زمستانی بخود گرفتند اخبارگوی رادیو دمای تهران رو بین ۱ و -۳ اعلام کرده بود و شهر تهران با اینکه نزدیک عید بود دوباره مثل شهر ارواح شد و تا ظهرتقریبا همه چیز تعطیل شد
اون روز همه مثل دو ماه قبل پشت بامهارو از برفهای ابکی تر نسبت به برف قبلی پارو کردند و کوچه ها دوباره با انبوهی از برف پر شد ..
سرمای بعد از برف ۳ ،۴ روز بیشتر دوام نداشت و بعدش با گرمتر شدن هوا حجم برفها بشدت کم شد به حدی که یادمه چارشنبه سوری اون سال که یک هفته بعد از بارش برف بود توی کوچه ها فقط تکه هایی حدود نیم متری از برف پارو شده باقی مونده بود که تا قبل از عید کاملا اب شد

اون برف اخرین برفی بود که در شهر تهران و چند استان همجوار بشکل کلاسیک با اون شدت و حجم و بصورت سراسری و فراگیر بارید
و اخرین بارش از نوع برفهای دهه های ۳۰،۴۰ ،۵۰ و ۶۰ بود
دارم فکر میکنم اگر این سایت اون سال وجود خارجی داشت چه تیتری میزد
شاید{قدرت نمایی عجیب زمستان در استانه بهار}
در پستهای بعدی توضیح خواهم دادکه چه اتفاقی در اقلیم تهران افتاد و چه دگرگونیهایی دراین منطقه در نوع رفتارو عملکرد سیستمها در دهه های بعد بوقوع پیوست که شکل و شمایل بارشها تغییر کرد..

در پایان ضمن گرامیداشت روز عشق در ایران زمین دعوت میکنم به این موسیقی خاطره انگیز که مارو میبره به نیمه شبهای برفی دهه ۵۰ و ۶۰ گوش کنید
d1118167f9cbb160b2118c92b153e5fb
http://s6.picofile.com/file/8184114584/Alessandro_Marcello_Oboe_Concerto_in_D_minor_Oboe_Concerto_in_D_minor_II_Adagio.mp3.html

۲۵ نفر این پست را پسندیدند.

ارتباط با مدیریت وب سایت : 09365351958 (سوالات مرتبط با هواشناسی پاسخ داده نمی شود)


  1. علیچ گفت:

    آقا رسول نمیخوام بگم این چیزایی که میگید فقط حسرت خوردن یبار برف اومدن ۱۰-۱۲ سانتی تو تهرانه نه من خودم به شدت ناامید شدم و فک نمیکنم دیگه برفی امسال و سال های دیگه بباره . وقتی شمال کشور با اون رطوبت بالا برف میباره که حتی شنیدم تو بعضی مناطق بی سابقه بوده دیگه چی بگم . فک کنم خدا با ما قهر کرده و نعمتشو واسه ما نمیفرسته

    • رسول صیدآبادی گفت:

      امیدوارم اواخر امسال با یه برف و زمستان سال اینده با چندین برف این حسرت از بین بره دوست عزیز”

      • شیما گفت:

        سلام
        مطالبتون رو خوندم .. گیراست

        این جمله تون رو صرفا بر اساس یه امیدواری شخصی گفتین یا بر اساس داده ها ؟
        میخوام بدونم آیا واقعا امیدوار باشیم به دیدن برف در ادامه ی اسفند و همینطور داشتن زمستان برفی در سال ۹۵؟؟

        • شیما گفت:

          البته من ساکن خراسان جنوبی هستم و میخوام بدونم امیدواریها برای این منطقه چطوره ؟
          امسال اینجا گرچه پاییزش از نظر سرد بودن و بارندگی بهتر از پارسال بود اما زمستان بسیار خشک و بدون برفی رو گذروندیم
          چشم انداز بارشها برای این منطقه تا پایان سال و بهار چطوره ؟ و چشم انداز بلندمدت چطور ؟

        • رسول صیدآبادی گفت:

          سلام ..پدیده ای که امروز در تهران و چند شهر دیگه رخ داد یه ناهنجاری قوی بود و در سالهای بعد باید از اون یاد کرد و با رکوردی که ساز مان امروز اعلام کرد دمای هوا در شهر تهران در صد سال اخیر بی سابقه بوده(رکورد ۲۳ درجه سانتیگراد حداکثر دمای هوا در ایستگاه مهراباد ۱۹۵۵) و امروز ما دمای ۲۴ درجه رو ثبت کردیم گرچه امسال از سال ۱۹۵۵ گرمتره ولی شباهتهایی درش دیده میشه از جمله برف در اوایل ماه دسامبر ..البته نباید انتظار داشت ماه مارس(۱۰ اسفند تا ۱۰ فروردین) هوا گرمتر بشه شاید وقوع دماهای منفی در تهران رو هم شاهد باشیم و اگر شرایط مهیا باشه به بارش برف هم نزدیک بشیم بهر حال چیزی که مشخصه تغییرات گرمایی منطقه خاورمیانه و کشور ماست که طی دهه های گذشته بخوبی مشهود بوده..
          مسئله ای که منو خوشبین میکنه رخداد دو سال پیاپی خشکسالی و حال میشه گفت گرمای زمستانی برای نیمه شمالی و بخصوص دامنه های البرزه که میتونه به احتمال ۹۹ درصد یه زمستان رویایی رو در سال ۹۵ رقم بزنه مثل زمستان ۷۴، ۸۳ و ۸۶ البته اگر طبق تجربه این سه دهه پیش بریم وگرنه ممکنه اون یک درصد خیلی بیشتر بشه..

  2. رهام گفت:

    کلمه ای به ذهنم نمیاد که توسط اون بگم چقد ماهی رسول بزرگوار و فهیم فقط دستان طلایی تو می بوسم و میفشارم بخاطر اینهمه ذوق و احساس و سهمیم کردن دیگران در آن….نظراتمو بعد ارسال می کنم…خیلی آقایی خیلی……………

    • رسول صیدآبادی گفت:

      لطف بی حد شما مایه افتخار حقیره من هم از نوشته های زیبای شما لذت میبرم دوست بزرگوارم ..رهام عزیز وجود شما و دیگر دوستان انگیزه منو دوچندان میکنه برای نوشتن پستهای بعدی…

  3. رعد گفت:

    تمکیه …..لااااااافدوزوئه……. .
    پرف پارو موکونیم…….
    نانا خوشکوئه……. . سبدیه خخخخ تمکیه ….
    سبد کوهونه میخریم… .خونه دار بچه دار زنبیلو بردار بیار .***

    بعله آق رسول گاهی نمکی میگفت تمکی خخخ یعنی از بس ی کلمه رو میگفتن و لهجه دار هم بودن؛رعدکی در عالم بچگی تمکی میشنید خخخ
    لااااااااااآآآف دوزیئئئئه .وای لاف دوزیا که خودشون تصویر گر باله هنرمندانه پر و پنبه و شاید برف بودن .

    خوب میدونم که خوب میدونی چی میگم هاهاهاها

    رسول حالا دیگه تصاویر و اصوات مبهم و آشنایی در دل رعد شروع به نواختن چنگ میکنند .???
    ولی منم چنگ میندازم به همشون خخخ ?
    دوباره میام با خاطرااتی از
    سنه هزارو سیصدو برف
    که میزنه به این دلم چنگ هههه
    یکی شعرهای آبدوخیاریو پاااااااروووو کنه که در این فصل آبدو خیار طالب نداره ???

    • رسول صیدآبادی گفت:

      مثل همیشه زیبا نوشتی رعد بزرگ ..گاهی وقتا میرفتیم کنار لحافدوزای دوره گرد میشستیم و وقتی پنبه هارو با اون موشه ای که به زه کمانش میزد به هوا پرتاب میکرد ما اونهارو مثل برف تصور میکردیم و وقتی بخودمون میومدیم که سرو کله مون پر از پنبه و پشم شده بود ..نوشتن در مورد اتفاقات فراموش شده ی اون دوران و خاطرات قدیمی خودش یه کتاب حجیم میشه

  4. اسماعیل گفت:

    سلام بسیار جالب و آموزنده بود منم یک خاطره دارم از اوایل ده هفتاد اتفاقا در اسفند ماه واتفاقا منم کلاس دوم راهنمایی بودم.فک کنم ما هم سن باشیم من متولد ۱۳۵۷ هستم از مشهد اون سال بعداظهر که از مدرسه به خونه برمی گشتم برف ریزو پودری با باد شروع شد. وقتی به خونه رسیدم بعداز ساعتی باد واستاد و برف درشت شد.همه جارو کاملا سفید کرده بود و چند سانتی هم ارتفاع گرفته بود اماآخر شب موقع خواب برف کاملا واستاد حتی یه دونه برفم نمیبارید و آسمون سمت افق سیاه شده بود و منظره دلگیریو درست کرده بود.منم ناراحت از همه جا بی خبر ر فتم بخوا بم که برای سحری بیدار شم آخه اون سال ماه رمضون بود .وقتی سحر بیدار شدم اولین جایی که رفتم پشت پنجره بود وقتی پرده رو زدم کنار از خوشحالی بال دراوردم آسمون یکدست وبرفی که از زمین و آسمون میبارید شاخه های درختا خیلی خم شده بود تا صبح بیدار بودم اون برف تا شب ادامه داشت و بیش از چهل سانت برف باریده بود .ظهروقتی رسیدم مدرسه مثل آدم برفی شده بودم دم در اول بچه ها خوب خودشونو می تکوندن بعد می رفتن تو سالن هنوز اون صداها تو گوشمه صدای تکوندن کاپشن صدای خرت و خرت برف صدای کوبیدن چکمه ها به دیوار یادش بخیر. نکته جالب فقط ابتدایارو تعطیل کرده بودن ولی الان با کمترین برفی مدارس رو تعطیل می کنن.

    • رسول صیدآبادی گفت:

      سلام اسماعیل عزیز ممنون که به اون برف عجیب اشاره کردی ..سال ۱۳۷۰ در اسفند ماه ریزش هوای سرد از سمت شرق سیبری به منطقه خراسان باعث شد سیستمی که از غرب کشور گذر کرده بود و ضعیف شده بود در مشهد و شمال خراسان تقویت بشه و برف ناگهانی و بسیارسنگین دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۷۰ رقم بخوره که مصادف هم بود با اوایل ماه رمضان که بعلت سرمای شدید حدود بیش از ۴۰ سانتیمتر برف به زمین نشسته بوده و بعدش دما در ایستگاه مشهد به -۱۴ درجه هم رسیده بوده

  5. رهام گفت:

    لا اقل می تونیم به خاطرات و گذشته ها دلخوش باشیم و البته امیدوار به اینکه روزی دوباره اوضاع و احوال زمین بوسیله ساکنینش و نیروهای ماورایی بهبود پیدا کنه……

  6. امیر گفت:

    سلام، مطالب بسیار جالب در عین حال آموزنده ای هستش، همون سال یعنی ۱۳۷۱ در شهر ما یعنی رامسر هم در تاریخ ۲۶ و ۲۷ بهمن یه برف ۳۰ یا ۴۰ سانتی اومده بود، ممنون از مطالب سرشار از شور و احساست!

    • رسول صیدآبادی گفت:

      سلام امیر عزیز نظر لطف شماست ممنون از شما که امار شهر خودتون رو نوشتید ..خوشحال میشم دیگر دوستان هم به خاطرات برفهای بیاد ماندنی شهرشون اشاره کنند

      • امیر گفت:

        خواهش میکنم، البته بنده متولد ۱۳۵۹ هستم و در رامسر هم هر چند سال یه برف خوب میاد ولی یادمه سال ۶۷ یا ۶۸ بود که سه بار برف اومده بود و دو تا از برفهاش بیشتر از ۲۰ سانت بود، یه چیزهای از سالهای ۶۵ و یا ۶۶ یادمه که برفهای خوبی اومده بود، سال ۶۹ هم یادمه که در حالی که هوا کاملا بهاری شده بود در ۲۵ اسفند سی سانتیمتر برف اومد، توی دهه هشتاد هم یکی دوتا برف کوچولو میومد تا سال ۸۶ که دو تا برف خوب اومد تا اینکه در سال ۹۲ برف عجیب و غریبی به مدت سه روز بارید که حتی بابای من که ۷۲ سالشه میگه این برفو در عمرش ندیده که طبق گفته هواشناسی مازندران ۱۶۵ سانتی متر بود، الانم که این مطلبو مینویسم بشدت در رامسر بارون میاد، ممنونم از شما!

        • رسول صیدآبادی گفت:

          من امار دقیقی از برفهای رامسر در دهه ۶۰ و ۷۰ ندارم ولی معمولا با هجوم هوای بسیار سرد از عرضهای شمالی هوای اون مناطق در زمستان برفی میشه چون رطوبت خوبی دارید مثل ۸۶ یا ۹۲ که اشاره کردید .فعلا هم بیشترین بارش کشور متعلق به شماست لذت ببرید…

  7. رهام گفت:

    وای خدا از دست رعد بزرررررررررررررررررگ واقعا بزرگی رعد گرامی کاش میشد کامنتای رعدو چاپ و انتشار بدیم ماشالا خیلی ادبیاتش قوی و تکه……..

  8. رهام گفت:

    اسی جون پارسال کرج یه سانت برف اومد مدرسه ها تعطیل شد ! ! از بس ندید بدید شدیم خخخخخ

  9. رعد گفت:

    رهام خان ! کاکائو خخخ نه منظورم کاکو بود ، شما به رععععد حقیر لطف داری .

    بریم سر خاطرات دهه هفتاد . دبیرستان بودم .

    بچه ها ریا نباشه ، در زمون تحصیل شاگرد بسی زبرو زرنگی بودم و محبوب بین دووستان و دبیران خخخخخ اعتماد به سقفو دارین هاهاها

    دهه فجر شد و از ما خواستن نمایشگاه در مورد “حجاااب” برپا کنیم .

    من که بر خلاف درسم نقاشی و کارهای دستی بلد نبودم. نشستم فکر کردم چه کنم ؟.
    مثل همیشه فکر کردم و ی نقشه کشیدم خخخ

    روزی که میخواستن از کارامون بازدید کنن از خونه یکی از چادر کهنه های ننه رعدو ازش گرفتم.

    از همه دوستام خواستم که در ساختن آدم برفی بهم کمک کنن.

    ی آدم برفی بزرگ در حدود نیم تر یا بیشتر درست کردیم^ از بیلو خاک انداز سرایدار هم استفاده کردیم و چادر کهنه ننه رععععدو انداختم سرش خخخخ البته هِد و مقنعه هم داشت

    دماغش هم ی هویچ بزرگ گذاشتم. چشماش هم دو تا دکمه بزرگ مشکی .

    آخه اگه یادتون باشه اون سالها مد بود که مانتوی دخترها

    دکمه هاش خیلی بزرگ باشه .( آخه شما از کوجا باید دگمه اون سالها یادتون باشه هاهاها )

    دهنش هم نخ کاموا بود . کاموای مشکی . به صورت خندون ترسیم کردم خخخخ

    واقعا شبیه جن و ارواح خبیثه شده بود هاهاهاها

    وقتی مربی تربیتی کارمو دید ؛ کلی دعوام کرد

    و گفت : ای رعععد نادان تو به حجاب و ما توهین بزرگی

    کردی . اشک منو درآورد . البته دبیران که منو دوست

    داشتن وساطتت کردن . ولی مربی بی تربیتی غیظ رعععد

    بزرگو در دل کینه کرد و انضباطم که همیشه بیست بود شد ۱۶ خخخخ

    خخخخخ خدایییش خیلی آدم برفی زشت و ترسناکی شده بود .

    ولی دماغشو اگه عمل میکردم و چشاشم اگه دکمۀ رنگی کار

    میذاشتم و لبش هم اگه ی برش گوجه کوچیک و پروتوزی بود خیلی هم خوگشل میشد هاهاهاها

    نتیجه مهم : آدم برفیا چون ی پسر هستن ، اگر

    چادر و چاقچول سرشون کنیم ، نفرینمون میکنن و نفرین آدم برفیا بدجور پاگیرمون میشه هههه

    • رسول صیدآبادی گفت:

      خاطره خیلی جالبی بود مرسی رعد عزیز

      • رعد گفت:

        رسول خان نمیدونم اون سال اول دبیرستان بودم یا دوم خخخ
        ولی روز قبلش برف اومده بود ، همون روز هم برف میومد .
        الان شما میدونی دقیقاً چه تاریخی بوده آیا ؟؟؟
        ****

        ولی زندگی چقدر جالبه . اتفاقاتی که ممکنه

        در زمان خودش باعث استرس و دل مشغولی بشه ، سالیان بعد باعث دلخوشی و لبخند میشه .
        لحظه هاتون پر از لبخند الهی .

        ای کاش من بلد بودم براتون عکس میذاشتم . آپلود کردن مثل آپولو هوا کردنه آیا ؟؟؟ خخخخ

        • رسول صیدآبادی گفت:

          در مورد اپلود عکس خیلی راحته میتونی به سایت http://www.picofile.com بری و پس از ثبت نام مجانی هر فایلی از جمله عکس موسیقی یا کلیپ رو درونش اپلود کنی .پس از اپلود ادرس منحصر بفردی بهت میده(وقتی فایل اپ شده رو باز کنی ادرس بالای صفحه) کافیه اون ادرسو اینجا کپی کنی تا اعضا بتونند عکسهای ارسالی شمارو ببینند مثل ادرس موسیقیهایی که من در پستها گذاشتم..اما در مورد اون سال با این تفاسیری که دادی توی شهرری برفی بیاد که ادم برفی بشه باهاش درست کرد اونم دو روز پشت سر هم فقط میتونه متعلق به سال ۷۴ باشه که یا ۱۵ و ۱۶ بهمن بوده یا ۲۸ و ۲۹ دی ماه

  10. الی شیراز گفت:

    http://kazeroonweather.mbesoft.ir/5583/ هوای شهرک گلستان شیراز نگاه کنید حتما

  11. رهام گفت:

    رعد عزیز اگه من جای مربی تربیتیتون بودم علاوه بر نمره ۲۰ یه جایزه م بهت می دادم. چه بی ذوق بوده..خخخ

  12. رهام گفت:

    سپاس از تو الی عزیز جالب بود حرفای اون آقای رنگین پوسته. واقعا زمین چه آینده ای داره..؟ ؟ ؟

  13. رعد گفت:

    رعد بزرگ ی دسته گل میده به نوه خوبش و با صدایی بسان رعد روزهای بااارااانی میگه :
    “مرسی که رعد باستانیو آپدیت میکنی “.

    جای دیگه بهش گفته بودن” قفسه “باید داشته باشی خخخ

    *****

    پسرم رعد که مثل شما خاطرات برفی نداره ولی با خوندن

    پستهای زیبا و همه چی تمومت ،میرم به دوران کودکی .

    دورانی که همه بودن و رعد با دیدن هر چیزی شاد میشد .

    با خوندن پستهای عزیزت میرم به کوچه های پرهیاهو

    ،هراس شیرین دوران جنگ و لحظه های غریب گنگ و دوست داشتنی .
    ××××××
    مرسی که هستی و سپاس از اینکه بی چشم داشتی اونارو با ما به اشتراک میذاری .
    امضا :رعد بارانی

    • رسول صیدآبادی گفت:

      لطف داری رعد گرامی ما هم از خوندن کامنتای شیرینت لذت میبریم …یادم باشه در پست بعدی از زمستونای دوران جنگ و دهه شصت توی تهران هم بنویسم ..

  14. الی شیراز گفت:

    http://s6.picofile.com/file/8239829418/9860d1389291667_img_3133.jpgبارش برف شهرک گلستان شیراز بهمن ۹۲ پارک صبا

  15. رهام گفت:

    سلام به دوستان الآن کرج بارونیه .آخ جووووووون!! سال ۷۴ حدودای ۱۷ دی شیراز برف سنگینی اومد صدا و سیمای مرکز شیراز مقدارشو ۴۵ سانت اعلام کرد اون سال تعطیلات زمستونی گذاشته بودند تو کل کشور دقیقا اولین روز تعطیلات اون برفه اومد جالبه به فاصلی دو روز موج دومی هم رسید وبرف روی برف قبلی بازم دقیقا ۴۵ سانت (گذارش صدا و سیما) اومد عجب تعطیلاتی شده بود جاتون خالی تنها چند روز قبلش ما دوربین هندی کم پاناسونیک خریده بودیم که خیلی ها باورشون نمیشد بشه با چنین وسیله ای فیلم گرفت ! ! و من ناشیانه فیلم زیادی گرفتم با دستانی که می لرزید وتوی حافظیم کلی فیلم گرفتم.یادمه برف دومی تو کوچه بودم یه کامپرسی آدرس ازم خواست شوفر اون یه خوزستانی بود که تو شیراز گم شده بود توی بارش شدید برف. یادمه خیلی متعجب بود ….خلاصه با بچه های کوچه بقل یه کلبه برفی اسکیمویی ساختیم و کلی آدم برفی. نکته خیلی جالب خانه های بسیار قدیمی محل بود که تک و توک میون خانه های تازه ساخت خودنمایی می کردند.تو حیاطشون که واویلا بود اون فانوسهای قدیمی وسط حیاط با حجم زیاد برف روشون حوض وسط حیاط ها و گلدانهای اطرافشون که حالا برف پوش شده بودند آدم برفی هایی که کلاهشون سطل و یه جاروی بلند دسشون بود درختان تنومند و قدیمی که رخت سفید پوشیده بودند. و میوه های نارنج و خرمالو که ملبس به تن پوشی سفید بودند و نهایتا دود رقصان دودکش هاشون همه و همه به رویا و خیال شبیه بود از همشون فیلم گرفته و کاش بتونم یه روز براتون ارسال کنم.درختان سرو کهنسال تکیه های شیراز هم با برفی که روشون نشسته بود سنگ بنای زیبایی اون روزارو تکمیل می کردند. دادمه برف اولی ادامه بارون بسیار تندی بود که نهایت تبدیل به برف شد چند دقیقه قبل از بارش برف داشتم از بارونه وخودم با خاهرم فیلم می گرفتم و شدیدا به برف فکر می کردم که یهو بارون و برف مخلوط شروع د و پس از ساعتی برف خالص و درشتی.. عجب زمستونی شده بود .آخر دی اخبار گوی شیراز گفت دیماه سردو پشت سر گذاتیم در حالی که دو بارش برف هر کدام ۴۵ سانت وجمعا ۹۰ سانت وچند بارونه….

    • رسول صیدآبادی گفت:

      چه زیبا توصیف کردی شیرازبرفی سال هفتادو چهارو رهام عزیز کاش میشد فیلم یا عکسهای شمارو ببینیم …بله اون سال اولین و اخرین سالی بود که تعطیلات زمستانی داشتیم و جالب اینکه توی همون تعطیلات کوتاه چند تا برفم اومد اونم توی اکثر استانهای شمالی و غربی

  16. رهام گفت:

    همین الآن از شبکه خاطره یه آهنگ از رامش عزیز گذاشت بنام تابستونه جالبه اون وقتا برعکس حالای ما فکر می کردند ینی منتظر پایان زمستون و آغاز تابستون میموندند. یه جای آهنگ از خوبی تابستون گفت سپس اشاره کرد (اما کوتاهه تابستون)! ! آهنگه ساخته شده در دهه پنجاه بود…..

  17. الی شیراز گفت:

    سلام اقای رسول صید ابادی و اقا رهام منم خیلی خاطره دارم از دهه های ۶۰ به بعد من سال ۶۲ هستم و یادمه شیراز هر سال زمستون چه برفای سنگین و خوبی میومد پشت سر هم و دانه درشت ما قبلنا تو جنوب شیراز زندگی میکردیم بولوار مدرس هوا هم خیلی خیلی سرد بود و همیشه هم بارش برف داشتیم البته از سال ۸۶ اومدیم شمال غرب شیراز شهرک گلستان و اینجا هم از موقعی که اومدیم هر سال هم هوا خیلی سرده هم بارش بارون سنگین و خوبی داشتیم و هم بارش برف سنگین خدا کنه امسالم بارش برف خوبی داشته باشیم

    • رسول صیدآبادی گفت:

      چه جالب که شهری مثل شیراز انقدر برف داشته پس چه خاطراتی دارند بچه های قدیمی کردستان اذربایجان همدان زنجان و اردبیل..ما از شنیدن خاطرات برفی از هر شهری در ایران استقبال میکنیم .شما هم اگر خاطره ای دارید بنویسید حتی اگر در مسافرتها بوده ..مخصوصا که دهه شصتی هم هستید و باید بیشتر یادتون بیاد

  18. اشکان گفت:

    سلام
    من اصالتا شیرازی هستم و تقریبا همه زندگیم را در تهران و کرج گذراندم.من متولد ۵۶ هستم.به دلایل خانوادگی زیاد شیراز رفتم. راستش به نظر من پستهای شما آقای صید آبادی و دوستان از شیراز تا حد زیادی غلو آمیزه.راستش برفهای سنگین تهران حتی در دهه شصت و هفتاد هم غالبا منحصر به یک سوم شمالی شهر بوده یعنی از تپه های عباس آباد به بالا و برف سنگین به معنی سنگین در پایین شهر بعضی سالها اصلا نداشتیم و بعضی سالها در حد یک و حداکثر دو تا و این آخری واقعا در ناهنجاریها اتفاق می آفتاد.اگر این رو میگم چون از کودکی به هواشناسی علاقه داشتم و وقایع را غالبا ثبت کردم.در مورد شمال تهران قبول دارم غالب سالها برف سنگین داشتیم و مثل امسال و پارسال نبود.
    در کرج حجم برف خیلی زیاد نبود(جز برخی موارد )اما به خاطر اینکه هوا به طرز قابل ملاحظه ای سردتر بود ماندگاری بیشتری داشت و البته تواتر بیشتری ولی حتی توی کرج هم سالهایی بود که برف در حد سفید کردن فقط میامد و نه بیشتر.
    در مورد شیراز هم اظهارنظرها غلو آمیزه. شاید دوستان خیلی با جغرافیای شهر شیراز آشنا نباشند. بخش اصلی و قدیمی شهر در دشتی میان دو کوه واقع شده اما بخش غربی شهر به شکل تقریبا باریکه ای در امتداد مسیر سپیدان یا همان اردکان پای کوه دراک کشیده و گسترش پیدا کرده و الان تا منطقه ای به نام گویم با ارتفاع تقریبی ۱۸۵۰ متر رسیده.فرودگاه شیراز ۱۴۸۰ متر از سطح دریا ارتفاع داره در تقریبا منتهی الیه شرقی شهر و مرکز شهر حدود ۱۵۵۰ متر.
    قطعا شیراز فعلی آب و هوای یکسانی نداره ولی کلا زمستانهای شیراز با توجه به دیدی که من از زمستانهای کرج داشتم تا حدی معتدل بود مخصوصا روزهای آفتابی غالبا بهاریه.اما به دلیل اقلیم شبهای شیراز غالبا سرده.برفهایی که دوستان توصیفش را میکنند دقیقا سالهای ناهنجاری بوده وگرنه در یک سال معمولی مرکز شهر شیراز تنها در حد سفید کردن برف میباره و نه بیشتر و گاهی هم اصلا نمیباره. غرب شیراز اوضاع متفاوته اما کلا زمستانهای اون منطقه هم خیلی سرد نیست اما چون بارندگی قابل ملاحظه ای در زمستان داره اگر برف بباره خوب میباره.به هر حال من عاشق هوای شیرازم.
    در مورد اردکان (من مادربزرگ و پدربزرگم مال اونجاست) باید بگم هرچند از لحاظ سرما به پای شهرهای نیمه شمالی نمیرسه اما در مورد برفش هر چه گفته میشه درسته.من حتی برف یک متری هم در شهرش دیدم.
    ببخشید اما لازم دیدم نظر متفاوتم را بگم.

    • رسول صیدآبادی گفت:

      سلام اشکان عزیز. ممنون بابت اطلاعاتی که از شیراز دادید..خوشحال میشیم اگر خاطره ذهنی یا نوشتاری مستند از برفهای کرج و تهران دارید با ما به اشتراک بذارید…لازمه یاداوری کنم اتفاقا روند نوشتاری مجموع پستهای بنده بر پایه ابهام زدایی و دوری از هرگونه شایعات و به قول شما غلو در اینگونه مسائل میباشد.ما هنوز بغیر از دو خاطره برفی از اون دهه اماری از دهه ۶۰ و ۷۰ تهران ارائه نکردیم که شما نتیجه گرفتید( تا حد زیادی غلو امیزه)..ضمنابنده در مورد شیراز تابحال خاطره ای ننوشتم و خاطرات فقط از جانب دوستان شیرازی نقل شده..

      • اشکان گفت:

        سلام
        قصد بی ادبی نداشتم شاید در به کار بردن واژه ها دقت کافی را به کار نبستم.
        من به شخصه به پدیده های آب و هوایی بسیار علاقه دارم و ثبتشان میکنم.یکی از اولین مواردی که در تهران ثبت کردم مربوط به بهمن ۶۷ بود.ارتفاع برف در میدان انقلاب به ۱۸ سانتی متر رسید و در میدان تجریش با برف تجمع یافته از قبل به ۶۵ سانتی متر.من روز پایانی برف این مسیر را طی کردم و این تفاوت برایم بسیار جالب بود.

    • رسول صیدآبادی گفت:

      میانگین دمای خشک ماهانه شهر کرج در فصول سرد بطور متوسط۱٫۳ درجه کمتر از تهران است و این رقم در فصول گرم به ۲ درجه کمتر از شهر تهران میرسه طبیعی هم هست بخاطر ارتفاع از سطح دریا قرار گیری در میانه دامنه و کوچکتر بودن شهر و فضای سبز بیشتر همچنین میزان بارش برف در شهر کرج از تهران بیشتر است اما در مورد ایستگاه شمال تهران قضیه متفاوته و گاهی هم دمای میانگین و هم تعداد روزهای برفی به امار شهر کرج چربش داره …

  19. محمد گفت:

    سلام خسته نباشید من مشهد زندگی میکنم سنم به دهه ۶۰یا۷۰قد نمیده اما از اوایل دهه۸۰ که ۵ساله بودم و علاقه شدیدی به برف و بارون داشتم خوب یادم میادطی این ۱۵سال خیلی خاطره برفی دارم از دوتا برف ۴۰سانتی و سنگین زمستان ۹۱در مشهد گرفته تا برف دوم نوروز ۹۳ و برف اواخر اسفند ۹۰و از همه مهم تر اون برف سنگین و سرمای شدی که مشهد با دمای منفی ۲۸درجه رکورد زد و یادم میاد دوهفته مدرسه هامون تعطیل شد گازمون قطع شد تو اون سرما اما جالب ترین خاطرم که خودم تا الان دلیلشو نمیدونم اون برف ۲۹فروردین سال ۸۱در مشهد بود که بیش از ۱۵سانت برف بارید دلیل اون برف تو اون وقت سال میشه بگید چی بود فکر نکنم دیگه هیچ وقت تکرار بشه

    • رسول صیدآبادی گفت:

      سلام محمد عزیز ممنون از اطلاعاتی که از شهر مشهد دادید ..با اینکه سن کمتری دارید ولی بخوبی سرمای شدید ۸۶ و برف عجیب سال ۸۱ مشهد و یادتونه.۲۲ میل بارش در روز جمعه ۱۸ اوریل در دمای -۱ درجه و بیش از ۱۲ سانتیمتر برف بر روی زمین..معمولا دلیل بارش برفهای اینچنینی بروز ناهنجاری در حرکت سیستمهای جویه و مشهد بدلیل نزدیکی به فلات مغولستان وسیبری معمولا بیشتر تحت تاثیر ناهنجاریهای پر فشار سیبری قرار میگیره اون سال سیستم پر فشاری که زمستانها روی جنوب سیبری و فلات مغولستان قرار داره و با شروع اوریل به عرضها بالاتر کشیده میشه بر اثر تاثیر شاخصهای دور پیوند دچار حرکت غیر معمول و جنوبسو گشته و با نفوذ کانترهای بسیار سرد به اسیای میانه و شمال خراسان باعث افت شدید دما و بارش برف غیر منتظره برف در این ناحیه شده

  20. الی شیراز گفت:

    اقا اشکان ما خونمون بولوار مدرس جنوب شیراز بوده البته قبلنا اونجا بودیم من غلو نکردم و حرفای ابهام امیز هم نداشتم من یادمه هر سال بارش برف داشتیم منتها بعضی موقع ها برف مینشست بعضی موقع ها هم نه یادمه ده سالم که بود یه هفته بارش برف سنگین داشتیم همه جا هم سفید پوش شده بود پاهامون تا یه ذره زیر زانو تو برف بود مدرسمون شهیدان تجلی بود هوا هم خیلی سرد بود دقیقا موقع امتحان نهاییمون بود ما روز قبلش رفته بودیم بیرون بعدم اومدیم خونمون شبش که خوابیدیم پدرم صبح زود بهمون خبر داد که برف اومده زیادم اومده بود خدا وکیلی راست میگم تا یک هفته بارش برف داشتیم و مدارس هم تعطیل شده بود چند روز به خاطر اینکه هم برقا قطع شده بود کلا هم گازمون برف زیاد اومده بود رو دکلهای برقا پارشون کرده بود من خیلی خاطره دارم از اون روزها من گفتم که سال ۶۲ هستم از سال ۸۶ هم اومدیم شهرک گلستان شمال غرب شیراز و هر سالم بارش بارون خوبی داریم و حتی بارش برف خوب عکسایی هم که از بارش برف شیراز فرستادم اقا اشکان مال سال ۹۲ و ۹۳ هست و عکسهای بارش برف سنگین هم از شهرک گلستان شیراز هم گذاشتم برید نگاه کنید البته تو نقشه ها اینجا جز غرب شیراز حساب میشه حالا بعضی موقع ها این جا هم برف میشینه و زیاد برف میشینه و بعضی مواقع هم نمیشینه برف خواهشا برید عکساییو که فرستادم برید نگاه کنید من و اقا رهام و اقا رسول صید ابادی تو حرفامون غلو نکردیم

  21. الی شیراز گفت:

    اینم بگم اقا اشکان شهرک گلستان شیراز ارتفاعش ۱۸۰۰ متر هست و شمالیترینش هم ۱۹۰۰ متر هست

  22. الی شیراز گفت:

    http://shiraz1400.ir/?p=6584 نگاه کنید یخبندان شیراز دی ۹۲ حتما اقا اشکان و اقا رهام و اقا رسول

  23. رهام گفت:

    سلام به آقا رسول و آقا اشکان عزیز اگه نظرات قبلی منو خونده باشید اشاره کرده ام که از بچگی من به بعد کم برفی شیراز شروع شد مثل الآن تهران و خیلی از شهرای دیگه و نگفتم برف سال ۷۴ هر سال تکرار می شد تازه در مورد نقاط شمالی شهرم آمار سال ۷۴ رو نداشتم شاید اونجاها در حد ۱ متر هم شده باشه اون سال.ولی مطالبم به هیچ وجه غلو آمیز نیست دقیقا همون چیزایی که اتفاق افتاده رو نوشتم تازه تو دفتر خاطراتم ثبت شده اند و عکس و فیلم زیادی از سالهای مختلف با برف سنگین دارم برف ۷۰ سانتی ۹۲ رو که دیگه من غلو نکردم در شهرک صدرای شیراز و حدود نیم متر در مرکز شهر فیلمشم در شبکه سراسری پخش شد و الآن حتما در آرشیو سیمای مر کز فارس موجوده ناراحت نشی همیشه افرادی از هر حرفی انتقاد می کنند بدون اینکه قبلش درست از موضوع مطلع باشند.زیبایی هوای شیراز به این بود که با وجود نداشتن سرمای کشنده برف سنگینو به خودش چندین بار میدید البته نه سالهای اخیر تا اواخر دهه چهل اینو تو کامنتای قبلیم گفتم….به هر حال بیشتر دقت کن توی اظهار نظر دوست گرامی وهمشهری عزیز…..

  24. رعد گفت:

    سلام.
    رعععد بزرگ خانه پدریش با اینکه نسبتاً بزرگ بود ، ولی توی زمستون و وقتی هوا سرد بود همگی توی ی اتاق جمع میشدیم. و اتاقای دیگه تقریباً یخچال بود خخخ

    سال ۶۷ گاز کشی کردیم و همه خونه گرم بود . دهه ۷۰ دوباره اثاث کشی کردیم و رفتیم شمال تهرون که دوباره گاز تداشت و شوفاژهاش و موتورخونش اکثرا خراب و باز روز از نو روزی از نو .

    یادش بخیر همگی دور هم جمع بودیم.

    این روزا همش به اون اتاق گرمی که همگی روبه روی تلوزیون مینشستیم فک میکنم . و اناری که مادر با حوصله دون کرده بود . و لوبیا پلوی خوشمزه ای که خواهر برادرا با هم میخوردیم به به . و درسی که غالبا در اتاقی سرد نمیخوندم . ههههههه

    ++++++++
    دهه ۶۰ هم سریال اوشین که شنبه ها میداد و من هر کاری میکردم نمیتونستم بیدار بمونم .

    یک شنبه ها دیدنی ها و دوشنبه ها هم سریال آیینه .
    ++++++++

    خاطرات برفی ندارم. یعنی همیشه عاشقش بودم ولی مثل شما ورودو خروجشو ثبت نمیکردم خخخخ

    خلاصه این مقدمه برای این بود که رعععد بزرگ کامنتاش به

    هر چیزی میتونه ربط داشته باشه .

    و مجبورید منو تحمل

    کنید . مهم اینه که من همتونو دوست دارم و همین دیگه…. خخخخ

    مگه چیزی مهمتر از دوست داشتن درین عالم وجود داره ؟؟؟؟؟
    +++++

  25. رهام گفت:

    صحبتهای الی عزیز رو هم تایید می کنم تا همین ۴ ۵ سال پیش زمستونا صبح که از خونه می زدیم بیرون آب جویهای کنار خیابون یخ زده بود سال ۷۱ سرما تا منفی ۱۰ درجم رسید رودخونه جلو خونمون آبش یکدست یخ زده بود اون سال سه برف نیمه سنگین اومد حتی صدای اخبار گوی فارسو یادمه که می گفت سومین برف زمستانی که از ساعت ۱۴ و… دقیقه آغاز شده هم اکنون ادامه دارد و شهر شیراز را سپید پوش کرد.چون بیشترین میزان بارش شیراز تو زمستون اتفاق می افته و تقریبا گاهی تا سه برابر اردبیل مثلا توی دیماه بارش داره بنا براین تو دهه های قبل که هوام چند درجه سردتر از الآن بوده این بارشها به شکل برف خودنمایی می کردند.مادرم میگه تا دهه چهل هر سال چندین برف سنگین شیراز میومد.شیراز سرمای منفی ۳۰ درجه رو نداشت معمولا این اواخر چند درجه ای زیر صفر میشد.ولی برفو کم و بیش داشت. حتی امسالم روزای یخ بندونو داشت.یه نکته دیگه در مورد برف و بارون شیراز فضای شاعرانه این شهر و مجاورت با تپه هایی ست که هنگام نزولات آسمونی یه حالت خاص و متفاوت رو به انسان القا می کنند که در مثلا اردبیل کمتر حس میشه … با تشکر از رسول عزیز…..

    • رسول صیدآبادی گفت:

      ممنون رهام عزیز ..معمولا بارش برف در اماکن قدیمی و مکانهایی که از مدرنیته و معماری جدید فاصله داشته باشند فضای خاص و عرفانی رو بوجود میاره …

  26. حسن گفت:

    سلام آقا رسول تو قسمتهایی از زمستانهای قدیم تهران اشاره به برف ۸ خرداد قاجار کردید میخواستم بدونم تو چه سالی بود

    • رسول صیدآبادی گفت:

      سلام حسن عزیز راستش اون برف رو من هم هنوز باور ندارم ولی چون در کتابهای قدیمی ذکر شده و ضرب المثل از روش ساختند اونو مستند میدونیم ولی با تحقیقی که من کردم هنوز به تاریخ دقیقی از اون برف دست نیافتم ولی احتمالا متعلق به قبل از دوران ناصرالدین شاه است (فتحعلی شاه یا محمد شاه)

  27. اسماعیل گفت:

    محمد جان یکی از ویژگیهای هوای مشهد همین متغیر بودنشه البته من در اردیبهشت هم دمای زیر صفرو تجربه کردم اما برف بصورت پراکنده و خفیف بوده ولی سوزو سرمارو داشت والا علت اصلی اون بارش برف رو نمی دونم اما مشهد بدلیل عرض و موقعیت جغرافیای گاها در معرض هوای سرد سیبری یا اروپا و اسکاندیناوی قرار می گیره در ده شصت تو مهر ماهم در مشهد برف دیدم که کاملا سفید کرده.

  28. الی شیراز گفت:

    اقا اشکان سال ۹۲ اینجا شمال غرب شیراز بارش برف ۹۵ سانت ثبت شد و بارش باران هم از اوایل مهر امسال تا ۲۸ دی ۳۷۰ میل ثبت شده و تو ماه بهمن هم دوبار اینجا بارندگی داشتیم یکیش ۸ بهمن و یکی دیگه هم ۲۲ بهمن که بارش برف و بارون تند اود از ظهر تا ۷ شب ولی زمینا خیس خیس شده بود و سفید نشد پارسالم اینجا و مرکز شهر شیراز تو بهمن و اسفند ۹۳ بارش برف داشتیم ولی رو زمین تو بهمن ننشست ولی تو اسفند همش بارش برف داشتیم که بازم ننشست رو زمین ولی اواخر اسفند یک هفته به عید برف قشنگی رو زمین نشست و شدید بود و زمینا و شیشه ماشینمون کاملا یخ زده بودن ما هر کاری کردیم که یخا اب بشه نشد و بازم یخ زده بود و منم از دو روز قبلش تا بعدش تب و لرز و انفولانزا داشتم اصلا نمیتونستم تکون بخورم حالم خیلی بد بود تا اینکه همون شبی که برف اومده بود شدید رفتم دکتر

  29. رهام گفت:

    اسی جون تو شیرازم معروفه میگن هوای مشهد دیوانست ینی اعتمادی بهش نیست .یبار با بام با دوستاش با هوا پیما رفته بودن موقع پیاده شدن هوای مشهد۱۳ درجه بالای صفر اعلام شده بوده شبم بوده صبح که از خواب بیدار میشن یه وجب برف نشسته بوده….

  30. اسماعیل گفت:

    سلام خیلی ممنون از توضیحات شما میشه بگی آمارو از کجا میاری رسول جان؟

  31. رهام گفت:

    رسول جون دقیقا می خواستم به این مطلب اشاره کنم که شما به زیبایی عنوانش کردی. بله اون وقتا همه چیز دست بهم داده بودند برای خلق تصاویر رویا گونه .گاهی فکر می کنم اگه الآنم برفای سنگین بیاند بازم حس اون وقتارو نمیدن. خونه ها همه ویلایی بودنو و مصفا الآن برف سنگینم بیاد کمتر کسی پشت بوم پارو میکنه..یا تو اتاقی که همه دور هم جمع بودیم و برف شیره می خوردیم..تقریبا خیلی چیزا لازم و ملزوم یکدیگرند ….ولی می تونیم خاطره هاشونو نقل کرده یا عکساشونو انتشار بدیم .خاطره رعد عزیز خیلی به زندگی من شبیه بود مرسی از رعد بزرررررررررررگ.قبل عیدی در گیرفروش تابلو هام هستم و وقتم کمه ولی سعی و تلاشمو می کنم عکسا یا فیلمارو ارسال کنم….هرچه زودتر..

  32. رهام گفت:

    دقیقا نمی دونم پارسال بود یاسال قبلش (خاطرات زمانهای دور بیشتر وبهتر تو ذهنم مونده اند خخخخ ) خلاصه ایام عید که شیراز بودیم حدودای ۱۷ یا ۱۸ فروردین داشتیم بر می گشتیم کرج بارون تندی شیراز میومد و هوا سرد دما سنج ماشین دمای پایینی رو نشون می داد نزدیکای صفر عصر بود من تو دلم گفتم اگه یه کم سردتر بشه احتمال برف وجود داره ولی فکر کردم مگه میشه ۲۰ روز بعد عید؟ خلاصه اومدیم کرجو شب توی اخبار گفت مردم شیراز دیشب از بارش برف در نیمه دوم فروردین شگفت زده شدند بله اون شب برف اومده بود فک کنم الی جان یادش باشه یا تاریخ دقیقشو بدونه…

  33. الی شیراز گفت:

    اره دقیقا اقا رهام یادمه هم اینجا شهرک گلستان شیراز و هم مرکز شهرمون شیراز چند روز چند روز پشت سر هم بارش شدید بارون داشتیم و در بعد از ظهر ۱۴ فروردین ۹۲ بارش برف شدیدم شروع به باریدن گرفت و زمینارو هم اینجا هم مرکز شهر شیراز سفید پوش کرد برف قشنگی بود هوا هم خیلی سرد شده بود اینجا از دهنمون بخار میومد شیراز صفر درجه شده بود اون موقع و اینجا هم ۴- درجه زیر صفر دماسنج گذاشته بودیم بیرون پنجره

  34. رعد گفت:

    رهام خان نقاش !
    گذشته ها دیگه تکرار شدنی نیست .
    ****
    من نمیدونم چرا وقتی رعدک بودم عاشق گوله برف پرت کردن به یچه های کوچه و مدرسه بودم ؟؟ هاهاها

    فک کنم یکی از دلایل قهر برف، مردم آزاری رعععدکی بوده هاهاها
    البته دلیل اصلی قهر برف، افرادی بودن که **خط کش /به دست? منتظر بودن که برن به بهونه اندازه گیری قدو قوارش ،
    بزنن توی سرش هاهاهاها
    حالا بشینید با خودتون پیدا کنید خط کش به دست قرنو ?

    آخه رهام ی عاشق با خط کش_ منتظر اومدن عشقشه؟؟
    عاشق خطکش به دست، که معشوق گریز پای سفید پوشو فراری میده . ؟؟؟
    ****
    نتیجه :
    به خودتون قول بدید:
    برف بعدی چشاتونو ببندید و برفو نفس بکشید .
    چشاتونو ببندید و با قلبتون باهاش نجوا کنید.

    لمسش کنید و از سرمای وجودش گرمایی عمیق و دل پذیریو به رگ و خون خود جاری کنید .

  35. misagh گفت:

    ولی کرج برف زیادی داشته در این چند سال و هوایی بسیار سرد تر.سال ۹۲ کرج ۱۲- شد و امسال به ۹- رسید و در همون شب از اردبیل هم سرد تر شد.تازه این آمار مرکز شهره و مطمئنا بالای کرج بسیار سرد تره.حتی ما که در شرق کرجیم و گرمنترین جای کرج هست(نه استان البرز چون اشتهارد گرمتره)برف و سرمامون به مراتب از بالای شهر تهران بیشتر بوده.

  36. ایمان گفت:

    سلام آقای صید آبادی ، با تشکر از پستهای زیباتون که حقیقتا حس نوستالژیک غریبی رو تو آدم زنده میکنه ، برفهای دهه ی ۶۰ را کامل بیاد ندارم اما دهه ی ۷۰ را چرا ، شهمیرزاد ۲۵ کیلومتری شمال سمنان با ارتفاع دو هزار متری از سطح دریا منطقه ی خوش و آب هوایی محسوب میشه که تو این سه سال گذشته بجز ۰ند بار بارش برف اسلیت و دو یا سه لتر برف نیمه سنگین ۱۵ تا ۲۰ سانتی اصلا بارش خوبی را نداشته در صورتی که در دهه های گذشته اصلا بارش ها به این شکل نبوده من خودم سه یا چهار بار سیزده به در برفی و یک بار برف تو ۲۷ فروردین را به خاطر دارم در حدی که بید مجنون کهنسال واقع در میدان اصلی شهر که تازه برگ درآورده بود کاملا سفید پوش شد . یا برفهای سنگین دهه ۶۰ که لودر هم حریف پاک کردن برفها ی تو کوچه های تنگ نمیشد سال ۶۵ لودر تو کوچه ی ۷ متری گیر کرده بوده اون هم یک ماه تا برفها سبکتر بشن بتونه از کوچه بره بیرون اما دیگه خبری از اون برف ها نیست ، قار قار ممتد کلاغ ها عصر ها روی چنارها تو زمستون های دهه ی ۷۰ و تاحدودی ۸۰ ، حتما نوید برف را میداد ولی الان دیگه اینطوری نیست یعنی امسال و پارسال کلا البرز شرقی خیلی کم بارش و خشک بوده ، به امید سامانه های کلاسیک مدیترانه ای برای سالهای پیش رو مثل دهه های قبل . یا حق .

    • رسول صیدآبادی گفت:

      سلام ایمان عزیز نظر لطف شماست من خودم با انکه اصالتا متعلق به اون استان هستم ولی بخاطر کمی رفت وامد خاطره برفی کمی از اونجا دارم..بله تقریبا از اوایل دهه ۷۰ هم زمستانهای ایران خشک تر شده بغیر از مناطقی معدود و هم گرمتر شده ولی اگر اتفاق خاصی در طبیعت رخ نده و به همین منوال پیش بره باید برای دیدن زمستانهای سخت و پشت سر هم شاید سخت تر از زمستانهای قدیم در منطقه خودمون چیزی بیش از ۳۰ سال صبر کنیم…

  37. اسماعیل گفت:

    سلام رهام جان ما مشهدیا می گیم چهار فصلی سال ۷۴ یادمه که اخبار از برفای سنگین شیراز میگفت کلا اون سال نیمه جنوبی و مرکز کشور بارش زیادی اومد.

  38. رهام گفت:

    الآن ساعت ۲۱ روز ۴ اسفند پنجره باز گذاشته ایم واقعا نمی دونم چی بگم قبلنا بعد عیدم نمیشد پنجره هارو باز کرد. الآن دمای شهرهارو روی نقشه چک کردم تهران ۲۱ کرج ۲۰ شیراز ۱۴ و یه نتیجه هم گرفتم اگه توده هوای سردی در حال عبور از نیمه شمالی نباشه تو حالت عادی دمای هوای شیراز چند درجه از شهر های شمالی تر کمتره و این بخاطر ارتفاع بیشترش از سطح دریا و مجاورتش با رشته کوهای بلنده که عرض جغرافیایی پایین ترشو خنثی میکنه. یه چیز عجیبم توی کوچمون دیدم شکوفه های صورتی و خوشگل درختچه ای باز شده بود ولی بیشتر باعث تعجبم شد تا خوشحالی ترو خدا آقای رعد یه چیزی بنویس وگرنه دق می کنم …فک کنم ازین به بعد فصلا رو باید از ۴ به ۳ کاهش دهیم…..ینی اوضاع به حالت عادیش بر میگرده؟؟ یکی به این سوالم لطف کنه جواب بده….

  39. الی شیراز گفت:

    سلام اقا رهام منم تعجبم برده تا حالا سابقه نداشته اینجا گلستان فارس دمای هوای ظهرش بالا باشه مخصوصا اسفند الانم دمای هوا اینجا ۱۱ درجه هست حتی شبا اینجوری نبود حتی دمای هوا همیشه تو فروردین هم سرد یا خیلی سرد میشد

  40. الی شیراز گفت:

    سلام اقا رسول و اقا رهام و اقای رعد اینجا شهرک گلستان شیراز بارش بارون از ساعت ۶ صبح شروع شده ساعت ۶:۳۰ هم یه دفعه ای بارون تند شروع شد و رعدوبرق شدید میزد بعدشم بارون زمستونی شروع شد ولی قطع شد بارش بارون یا رگبار احتمال داره بازم بیاد

  41. الی شیراز گفت:

    البته بارش بارون زمستونی هنوز داشت میومد من فکر کردم قطع شده تا از ساعت ۶ صبح تا ۸:۳۰ صبح داشت بارون پشت سر هم میومد هوا عالی شده اقا رسول و اقا رهام و باد هم میومد الانم همین طور

  42. الی شیراز گفت:

    بازم هوا اینجا داره ابری میشه گلستان شیراز فکر کنم بازم میخواد بارون بیاد یا شایدم رگبار و رعدوبرق داشته باشیم

  43. رهام گفت:

    سلام الی جان اینجام ینی کرج از ساعت ۹ صبح تا حدود ساعت ۱ بارون اومد و جالبه با وجود سرد نبودن هوا رو ارتفاعات برف نشست ینی دما به سرعت پایین اومد. الی جان سوالاتو تو بخش پیشبینی از آقای صبوری بپرس….اینجا مال خاطراته. خخخ

  44. رعد گفت:

    رعد بزرگ ملقب به رعد بارانی هاهاها مثل غول چراغ جادو

    میخنده و به رهام و الی جون میگه :
    رعععد بزرگ آقااااا نیست هههه آخه به این هیبتو جار و جبروت میخوره که رعد آقا باشه اعه اعه . ههههه

    نه بچه های خوبم اون اوایل که اومدم وبلاگ تا چن ماهی نقش ی پدربزرگو بازی میکردم.
    بعد بنا به دلایلی مجبور به افشای شخصیت شاخصم شدم.

    البته من ی ننه رعد ۳۶ یا ۳۷ ساله ام.

    رعد متولد آذر ۵۷ . دیگه حسابش با خودتون . هاهاها

    دیگه این که الان موندم الی جان خانومه یا یک مریخی(آقا) ؟
    الی مخففه کدوم اسمه ؟؟؟ یعنی الناز ؟ الهام ؟ یا الیاس و ایلیا ؟

    رعد باستانی چون از عهد عتیقه جات اومده واقعا نمیدونه خخخ

    ++++
    راستی امروز با دانش آموزا رفتیم توی حیاط زیر

    باااارون . کلی داد و جیغو ویغ کردیم . خییلی کیفیدم.

    ****** خدا قسمت کنه ازین لحظات رو هر لحظه و هر ساعت و دمادم

    برای هر که عاشق بارونه**********
    قسمتی از مناجات رعد هههه

    آهان تازه یادم افتاد::
    کدوم پسری موضوع نمایشگاهش میشه “حجاب” اونوخ خخخ ؟؟؟

  45. رهام گفت:

    سلام رسول جان مدتیست می خوام براتون و آقای صبوری عکس ارسال کنم پسورد ایمیلم گم شده حالا مجبورم یه ایمیل جدید بسازم فردا و براتون بفرسم .نتیجه اخلاقی .. اگه بیشتر منظبت باشیم تو کارامون وقفه نمی افته..خخ

  46. الی شیراز گفت:

    من خانم هستم رعد بزرگ اسمم الهه مخفف اسمم هست صدام میزنن الی بعدم بارش بارون اینجا گلستان شیراز از ۶ صبح شروع شد و تا ۱۱:۳۰ ادامه داشت پشت سر هم بارون خیلی خوب و رگبار و رعدوبرق داشتیم حواسم نبود نوشتم ۸:۳ صبح شرمنده

  47. اسماعیل گفت:

    سلام رعد منم متولد آذر ۵۷ هستم یعنی من بابا بزرگم؟. هخخخخخ

  48. رهام گفت:

    میگم عمو رعد یا خاله رعد هرچی باشی خیلی در سرهمبندی جملات وآفرینش واژه ها حریفی دس و پنجت طلا…ولی گیجمون کردی راستشو بگو ماهیتت چیه..خیلی کنجکاو شدم البته سنتو تخمین زده بودم ولی جنستو!!…….الی جان فک کنم خانم باشن چون با ما یخورده رسمی صحبت می کنن. و مخفف الهام یا الناز نمی دونم. ما تو فامیلامون لی لی داشتیم که خونشون تهرون وقبل انقلاب عضوی ثابت از برنامه بچه ها بچه ها ی برنامه کودک اون زمان بود ولی الی.؟؟شاید ایلیا باشه که اونم ما تو خونه داریم و ایلی صداش می کنیم. پاک ذهنمو در گیر کردی رعد بزرررررررررگ بارانی…

  49. رهام گفت:

    رعد بزررررررررررگ شما منو یاد معلم علوم دوره راهنماییم خانم فلاحت در مدرسه شوریده نزدیک باغ دلگشاه نرسیده به آرامگاه سعدی میندازی اونم همیشه با طنز صحبت می کرد و البته با طنز آمیخته به خشونتم بچه هارو ادب می کرد وقتی شیطنت می کردند. پارسال و سال قبلش هر موقع میشنیدم شیراز هواش برفیه کلی اس با هاش رد و بدل می کردم شمارشو یبار که تو خیابون دیدمش بهم داد.الآن فکر می کردم آدرس این سایتو براش اس کنم اگه بیاد حسابی خندمونو در میاره…..البته خیلیم باشخصیتو و متینه….

  50. رهام گفت:

    سلام به همه دوستان امشب میخام یه خاطره تلخ براتون تعریف کنم یه سال شب چله یا همون یلدا تو اخبار خانم شاقول گفت اولین برف زمستانی امروز شهر تهران رو سپید پوش کرد وای خیلی جالب بود شب چله برفی!! چیزی که تو شیراز به ندرت ممکن بود پیش بیاد البته بعدها فهمیدم تو تهرونم کم پیش میمده که ای کاش زودتر فهمیده بودم خلاصه سال بعد برای کلینیک آلرژی که اون موقع فقط تو تهرون بود زمانو طوری تنظیم کردم که شب چله تهرون باشم و با درصد بالا برفو ببینم خلاصه شب یلدا شدو من دایم آسمونو چک می کردم ببینم ابری چیزی موجوده؟ ولی اثری نمیدیدم فقط زیاد که به آسمون خیره می شدم ستاره ها از دور بهم چشمک می زدند.و حتی لکه ای ابر تو آسمون نمی دیدم در همین اوضاع گفتم زنگی به شیراز بزنم وایی…… کاش نزده بودم خواهرم از پشت تلفن پرسید هوای تهران چطوره ومن با مکدری گفتم صافه و وقتی مکدر و سیاه شدم که خواهرم گفت جدی؟! وای… شیراز یه برفی اومده که نگو ۱۰ . ۲۰ سانت هم نشسته……هیچ وقت نمی توم براتون توضیح بدم اون لحظه چه حالی داشتم فقط خدا نسیبتون نکنه اون حال رو..خخ

  51. گیتی گفت:

    اون برف اسفند سال ۷۰ بود نه ۷۱٫٫من خوب یادمه که ۲۰ اسفند سال ۷۰ برف سنگین بارید اسفند سال ۷۱ گرم بود

    • رسول صیدآبادی گفت:

      با سلام برفی که خاطره اش ذکر شد متعلق به سال ۷۱ است که هم در دفتر و تقویم شخصی بنده ثبت هست و هم در سایت سازمان و وزارت نیرو در این زمینه شک نکنید..البته سال ۷۰ هم سال پر بارشی بود که برفهای زیادی هم داشت بمراتب بیشتر از سال ۷۱ ولی سنگینی برفهای سال ۷۰ بمراتب کمتر از سال ۷۱ بود.با تشکر از توجه شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لطفا پاسخ معادله‌ی امنیتی را در کادر بنویسید. *

http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_bye.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_good.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_negative.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_scratch.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wacko.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yahoo.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cool.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_heart.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_rose.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_smile.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_whistle3.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_yes.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_cry.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_mail.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_sad.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_unsure.gif 
http://www.tehranweather.ir/wp-content/plugins/wp-monalisa/icons/wpml_wink.gif 
 
0
Send a message
با عرض پوزش در حال حاضر آنلاین نیستیم. پیام خود را ارسال کنید تا ما در اسرع وقت پاسخ دهیم.
Your name
* Email
* Describe your issue
Login Chat
سوالی دارید؟ ما در خدمت شما هستیم . پیام خود را ارسال کنید!
Your name
* Email
We're online!